incompetents abound
افراد نالایق فراوان هستند
surrounded by incompetents
احاطه شده توسط افراد نالایق
incompetents at work
افراد نالایق در حال کار
incompetents everywhere
افراد نالایق در همه جا
incompetents in charge
افراد نالایق مسئول
dealing with incompetents
رسیدگی به افراد نالایق
incompetents in management
افراد نالایق در مدیریت
incompetents running things
افراد نالایق در حال اداره امور
incompetents causing problems
افراد نالایق باعث ایجاد مشکلات
incompetents in leadership
افراد نالایق در رهبری
in a team of incompetents, it's hard to achieve any goals.
در یک تیم از افراد ناکارآمد، دستیابی به هر هدفی دشوار است.
the project failed due to the incompetents in charge.
به دلیل افراد ناکارآمد مسئول، پروژه شکست خورد.
hiring incompetents can damage a company's reputation.
به کارگیری افراد ناکارآمد میتواند به شهرت یک شرکت آسیب برساند.
he was surrounded by incompetents who couldn't keep up.
او احاطه شده بود توسط افرادی ناکارآمد که نمیتوانستند همگام شوند.
incompetents often blame others for their mistakes.
افراد ناکارآمد اغلب دیگران را برای اشتباهات خود مقصر میدانند.
the manager was criticized for hiring incompetents.
مدیر به دلیل استخدام افراد ناکارآمد مورد انتقاد قرار گرفت.
working with incompetents can be very frustrating.
همکاری با افراد ناکارآمد میتواند بسیار خستهکننده باشد.
incompetents tend to make the simplest tasks difficult.
افراد ناکارآمد معمولاً کارهای ساده را دشوار میکنند.
it's challenging to lead a group of incompetents.
رهبری یک گروه از افراد ناکارآمد چالشبرانگیز است.
they were labeled as incompetents after the disastrous event.
آنها پس از حادثه فاجعهبار به عنوان افراد ناکارآمد شناخته شدند.
incompetents abound
افراد نالایق فراوان هستند
surrounded by incompetents
احاطه شده توسط افراد نالایق
incompetents at work
افراد نالایق در حال کار
incompetents everywhere
افراد نالایق در همه جا
incompetents in charge
افراد نالایق مسئول
dealing with incompetents
رسیدگی به افراد نالایق
incompetents in management
افراد نالایق در مدیریت
incompetents running things
افراد نالایق در حال اداره امور
incompetents causing problems
افراد نالایق باعث ایجاد مشکلات
incompetents in leadership
افراد نالایق در رهبری
in a team of incompetents, it's hard to achieve any goals.
در یک تیم از افراد ناکارآمد، دستیابی به هر هدفی دشوار است.
the project failed due to the incompetents in charge.
به دلیل افراد ناکارآمد مسئول، پروژه شکست خورد.
hiring incompetents can damage a company's reputation.
به کارگیری افراد ناکارآمد میتواند به شهرت یک شرکت آسیب برساند.
he was surrounded by incompetents who couldn't keep up.
او احاطه شده بود توسط افرادی ناکارآمد که نمیتوانستند همگام شوند.
incompetents often blame others for their mistakes.
افراد ناکارآمد اغلب دیگران را برای اشتباهات خود مقصر میدانند.
the manager was criticized for hiring incompetents.
مدیر به دلیل استخدام افراد ناکارآمد مورد انتقاد قرار گرفت.
working with incompetents can be very frustrating.
همکاری با افراد ناکارآمد میتواند بسیار خستهکننده باشد.
incompetents tend to make the simplest tasks difficult.
افراد ناکارآمد معمولاً کارهای ساده را دشوار میکنند.
it's challenging to lead a group of incompetents.
رهبری یک گروه از افراد ناکارآمد چالشبرانگیز است.
they were labeled as incompetents after the disastrous event.
آنها پس از حادثه فاجعهبار به عنوان افراد ناکارآمد شناخته شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید