counselling

[ایالات متحده]/'kaʊnsəlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مشاوره یا راهنمایی، معمولاً از یک حرفه‌ای.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریcounselling
جمعcounsellings

جملات نمونه

Counselling is helping him work through this trauma.

مشاوره به او کمک می‌کند تا این آسیب را پشت سر بگذارد.

does the school operate a pastoral or guidance and counselling system?.

آیا مدرسه یک سیستم مراقبت، راهنمایی و مشاوره دارد؟

نمونه‌های واقعی

C) Students are more comfortable seeking counselling in school.

C) دانش‌آموزان بیشتر در یافتن مشاوره در مدرسه احساس راحتی می‌کنند.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

B) They are under too much stress counselling needy students.

B) آن‌ها تحت فشار زیادی برای مشاوره با دانش‌آموزان نیازمند هستند.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

Counselling and support groups, cognitive behavioral therapy, and moderate intensity exercise also help smokers stay cigarette-free.

مشاوره و گروه‌های حمایتی، درمان شناختی رفتاری و ورزش با شدت متوسط نیز به کمک سیگاری‌ها برای عدم استعمال سیگار کمک می‌کنند.

منبع: TED-Ed (video version)

Now in the UK, there has been a rise in students using counselling services.

اکنون در انگلستان، افزایش استفاده دانش‌آموزان از خدمات مشاوره وجود دارد.

منبع: 6 Minute English

This is what Suzanne Degges-White, professor of counselling at Northern Illinois University, calls our 'friends cape'.

این چیزی است که سوزان دگس-وایت، استاد مشاوره در دانشگاه ایلیونوی شمالی، 'شنل دوستان' ما می‌نامد.

منبع: Portable English Bilingual Edition

There was a 41% leap in the number of couples seeking counselling after Love Island 2019 began airing...

درصد افزایش در تعداد زوج‌هایی که پس از شروع پخش Love Island 2019 به دنبال مشاوره بودند، 41 درصد بود...

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

The FBI and US has appealed more than 250 victims of online pedophile to come forward to receive counselling.

اف‌بی‌آی و ایالات متحده از بیش از 250 قربانی آدم‌ربایی آنلاین خواسته‌اند برای دریافت مشاوره خود را نشان دهند.

منبع: BBC Listening Collection July 2015

We're going to do some grief counselling.

ما قصد داریم مشاوره غم و اندوه انجام دهیم.

منبع: Misfits Season 4

I am sensible of no light kindling—no life quickening—no voice counselling or cheering.

من از عدم وجود هرگونه جرقه نور - عدم وجود هرگونه احیا - عدم وجود هرگونه مشاوره یا تشویق آگاه هستم.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

I have a background in counselling, psychotherapy and group facilitation and coaching.

من سابقه مشاوره، روان‌درمانی، تسهیل گروهی و مربیگری دارم.

منبع: Financial Times Podcast

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید