counsellorships

[ایالات متحده]/ˈkaʊnsəʃɪp/
[بریتانیا]/ˈkaʊnsəˌʃɪrp/

ترجمه

n. موقعیت یا نقش مشاور

عبارات و ترکیب‌ها

counsellorship role

نقش مشاوره

counsellorship duties

وظایف مشاوره

counsellorship program

برنامه مشاوره

counsellorship position

موقعیت مشاوره

counsellorship training

آموزش مشاوره

counsellorship services

خدمات مشاوره

counsellorship agreement

توافقنامه مشاوره

counsellorship skills

مهارت‌های مشاوره

counsellorship experience

تجربه مشاوره

counsellorship support

حمایت مشاوره

جملات نمونه

she pursued a career in counsellorship to help others.

او شغلی در زمینه مشاوره و راهنمایی را برای کمک به دیگران دنبال کرد.

the counsellorship program at the university is highly regarded.

برنامه مشاوره و راهنمایی در دانشگاه از اعتبار بالایی برخوردار است.

he decided to specialize in children's counsellorship.

او تصمیم گرفت در زمینه مشاوره و راهنمایی کودکان تخصص پیدا کند.

effective communication is essential in counsellorship.

ارتباط موثر در مشاوره و راهنمایی ضروری است.

she completed her training in school counsellorship.

او آموزش خود را در زمینه مشاوره و راهنمایی مدرسه به پایان رساند.

his experience in counsellorship helped him understand clients better.

تجربه او در مشاوره و راهنمایی به او کمک کرد تا درک بهتری از مشتریان داشته باشد.

the counsellorship role requires empathy and patience.

نقش مشاوره و راهنمایی نیاز به همدلی و صبر دارد.

she found her passion in the field of mental health counsellorship.

او اشتیاق خود را در زمینه مشاوره و راهنمایی بهداشت روان پیدا کرد.

counsellorship can be a rewarding profession.

مشاوره و راهنمایی می تواند یک شغل پاداش دهنده باشد.

he attended workshops to enhance his skills in counsellorship.

او در کارگاه هایی شرکت کرد تا مهارت های خود را در مشاوره و راهنمایی ارتقا دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید