counsels

[ایالات متحده]/ˈkaʊnslz/
[بریتانیا]/ˈkaʊnslz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مشاوره یا راهنمایی؛ مشاور حقوقی؛ بحث یا بررسی

عبارات و ترکیب‌ها

legal counsels

مشاوران حقوقی

financial counsels

مشاوران مالی

professional counsels

مشاوران حرفه‌ای

expert counsels

مشاوران متخصص

internal counsels

مشاوران داخلی

external counsels

مشاوران خارجی

strategic counsels

مشاوران استراتژیک

business counsels

مشاوران تجاری

personal counsels

مشاوران شخصی

جملات نمونه

she always counsels her friends during tough times.

او همیشه دوستانش را در زمان‌های سخت راهنمایی می‌کند.

the teacher counsels students on their career choices.

معلم به دانش آموزان در مورد انتخاب شغل مشاوره می‌دهد.

he counsels clients on financial planning.

او به مشتریان در مورد برنامه‌ریزی مالی مشاوره می‌دهد.

the therapist counsels couples to improve their relationship.

درمانگر به زوج‌ها مشاوره می‌دهد تا رابطه خود را بهبود بخشند.

she counsels young athletes on nutrition and training.

او به ورزشکاران جوان در مورد تغذیه و آموزش مشاوره می‌دهد.

the lawyer counsels her clients about their legal rights.

وکیل به مشتریانش در مورد حقوق قانونی خود مشاوره می‌دهد.

he frequently counsels his team on project management.

او اغلب به تیم خود در مورد مدیریت پروژه مشاوره می‌دهد.

the mentor counsels students to pursue their passions.

استاد راهنما به دانش آموزان مشاوره می‌دهد تا به دنبال اشتیاق‌های خود باشند.

she counsels new parents on childcare practices.

او به والدین جدید در مورد روش‌های مراقبت از کودک مشاوره می‌دهد.

the doctor counsels patients about healthy lifestyle choices.

پزشک به بیماران در مورد انتخاب‌های سبک زندگی سالم مشاوره می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید