social courtlinesses
ادب معاشرت
courtlinesses of speech
ظرافت در سخن
courtlinesses in behavior
ادب در رفتار
courtlinesses of manners
ادب در رفتار و گفتار
courtlinesses of conduct
رفتار مؤدبانه
courtlinesses of etiquette
آداب معاشرت
courtlinesses in society
ادب در جامعه
courtlinesses of greeting
احترام در سلام و احوالپرسی
courtlinesses of respect
احترام و ادب
courtlinesses in conversation
ادب در گفتگو
his courtlinesses made a lasting impression on the guests.
ادب و نزاکت او تاثیر ماندگاری بر مهمانان گذاشت.
she was admired for her courtlinesses at the formal event.
او به خاطر ادب و نزاکتش در رویداد رسمی مورد تحسین قرار گرفت.
in a world lacking courtlinesses, kindness is often overlooked.
در دنیایی که فاقد ادب و نزاکت است، مهربانی اغلب نادیده گرفته می شود.
the courtlinesses he displayed were appreciated by all.
ادبی که او نشان داد مورد قدردانی همه قرار گرفت.
her courtlinesses were evident in every interaction.
ادب و نزاکت او در هر تعاملی آشکار بود.
they valued courtlinesses as a sign of respect.
آنها ادب و نزاکت را به عنوان نشانه ای از احترام ارزش می کردند.
his courtlinesses were a reflection of his upbringing.
ادب و نزاکت او بازتابی از تربیتش بود.
many cultures emphasize different courtlinesses in social settings.
فرهنگ های زیادی ادب و نزاکت های مختلف را در محیط های اجتماعی مورد تاکید قرار می دهند.
she practiced courtlinesses to improve her social skills.
او برای بهبود مهارت های اجتماعی خود، ادب و نزاکت را تمرین کرد.
his courtlinesses helped him build strong relationships.
ادب و نزاکت او به او کمک کرد تا روابط قوی برقرار کند.
social courtlinesses
ادب معاشرت
courtlinesses of speech
ظرافت در سخن
courtlinesses in behavior
ادب در رفتار
courtlinesses of manners
ادب در رفتار و گفتار
courtlinesses of conduct
رفتار مؤدبانه
courtlinesses of etiquette
آداب معاشرت
courtlinesses in society
ادب در جامعه
courtlinesses of greeting
احترام در سلام و احوالپرسی
courtlinesses of respect
احترام و ادب
courtlinesses in conversation
ادب در گفتگو
his courtlinesses made a lasting impression on the guests.
ادب و نزاکت او تاثیر ماندگاری بر مهمانان گذاشت.
she was admired for her courtlinesses at the formal event.
او به خاطر ادب و نزاکتش در رویداد رسمی مورد تحسین قرار گرفت.
in a world lacking courtlinesses, kindness is often overlooked.
در دنیایی که فاقد ادب و نزاکت است، مهربانی اغلب نادیده گرفته می شود.
the courtlinesses he displayed were appreciated by all.
ادبی که او نشان داد مورد قدردانی همه قرار گرفت.
her courtlinesses were evident in every interaction.
ادب و نزاکت او در هر تعاملی آشکار بود.
they valued courtlinesses as a sign of respect.
آنها ادب و نزاکت را به عنوان نشانه ای از احترام ارزش می کردند.
his courtlinesses were a reflection of his upbringing.
ادب و نزاکت او بازتابی از تربیتش بود.
many cultures emphasize different courtlinesses in social settings.
فرهنگ های زیادی ادب و نزاکت های مختلف را در محیط های اجتماعی مورد تاکید قرار می دهند.
she practiced courtlinesses to improve her social skills.
او برای بهبود مهارت های اجتماعی خود، ادب و نزاکت را تمرین کرد.
his courtlinesses helped him build strong relationships.
ادب و نزاکت او به او کمک کرد تا روابط قوی برقرار کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید