courtlinesses

[ایالات متحده]/ˈkɔːt.lɪ.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈkɔrt.lɪ.nəs.ɪz/

ترجمه

n. ادب یا احترام در رفتار

عبارات و ترکیب‌ها

social courtlinesses

ادب معاشرت

courtlinesses of speech

ظرافت در سخن

courtlinesses in behavior

ادب در رفتار

courtlinesses of manners

ادب در رفتار و گفتار

courtlinesses of conduct

رفتار مؤدبانه

courtlinesses of etiquette

آداب معاشرت

courtlinesses in society

ادب در جامعه

courtlinesses of greeting

احترام در سلام و احوالپرسی

courtlinesses of respect

احترام و ادب

courtlinesses in conversation

ادب در گفتگو

جملات نمونه

his courtlinesses made a lasting impression on the guests.

ادب و نزاکت او تاثیر ماندگاری بر مهمانان گذاشت.

she was admired for her courtlinesses at the formal event.

او به خاطر ادب و نزاکتش در رویداد رسمی مورد تحسین قرار گرفت.

in a world lacking courtlinesses, kindness is often overlooked.

در دنیایی که فاقد ادب و نزاکت است، مهربانی اغلب نادیده گرفته می شود.

the courtlinesses he displayed were appreciated by all.

ادبی که او نشان داد مورد قدردانی همه قرار گرفت.

her courtlinesses were evident in every interaction.

ادب و نزاکت او در هر تعاملی آشکار بود.

they valued courtlinesses as a sign of respect.

آنها ادب و نزاکت را به عنوان نشانه ای از احترام ارزش می کردند.

his courtlinesses were a reflection of his upbringing.

ادب و نزاکت او بازتابی از تربیتش بود.

many cultures emphasize different courtlinesses in social settings.

فرهنگ های زیادی ادب و نزاکت های مختلف را در محیط های اجتماعی مورد تاکید قرار می دهند.

she practiced courtlinesses to improve her social skills.

او برای بهبود مهارت های اجتماعی خود، ادب و نزاکت را تمرین کرد.

his courtlinesses helped him build strong relationships.

ادب و نزاکت او به او کمک کرد تا روابط قوی برقرار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید