cowed

[ایالات متحده]/kaʊd/
[بریتانیا]/kaʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کسی را ترساندن یا وحشت زده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

cowed by fear

تحت تأثیر ترس

cowed into submission

تحت سلطه قرار گرفتن

cowed into silence

تحت فشار سکوت

cowed by authority

تحت تأثیر اقتدار

cowed by threats

تحت تأثیر تهدیدها

cowed by anger

تحت تأثیر خشم

cowed into compliance

تحت فشار مطیع شدن

cowed by doubt

تحت تأثیر تردید

cowed by circumstances

تحت تأثیر شرایط

cowed by criticism

تحت تأثیر انتقاد

جملات نمونه

he was cowed by the fierce criticism from his peers.

او تحت تأثیر انتقادات شدید از همکاران خود قرار گرفت.

the bully cowed the younger students into silence.

زورگو دانش‌آموزان جوان‌تر را به سکوت واداشت.

she felt cowed by the authority of her boss.

او تحت تأثیر اقتدار رئیس خود احساس ترس و ضعف می‌کرد.

the loud noise cowed the dog, making it hide under the bed.

صدای بلند باعث ترس سگ شد و آن را مجبور کرد زیر تخت پنهان شود.

his harsh words cowed the entire team into submission.

کلمات تند او باعث ترس و تسلیم کل تیم شد.

the intimidating presence of the coach cowed the players.

حضور ترسناک مربی باعث ترس بازیکنان شد.

she was cowed into silence by the unexpected confrontation.

او به دلیل مواجهه غیرمنتظره به سکوت واداشته شد.

the fierce storm cowed the children, making them cling to their parents.

طوفان شدید کودکان را ترساند و آن‌ها را مجبور کرد به والدین خود بچسبند.

his reputation for being tough cowed many potential challengers.

شهرت او در سخت‌گیری باعث ترس بسیاری از رقبای احتمالی شد.

she cowed her opponents with her strong performance.

او با عملکرد قوی خود حریفانش را به ترس واداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید