feel intimidated
احساس ترس و دلهره کردن
intimidated by
ترسیده از
intimidated at
ترسیده در
intimidated into
وادار به انجام کاری به دلیل ترس
intimidated enough
به اندازهی کافی ترسیده
intimidated during
در حین ترسیدن
intimidated since
از زمانی که ترسیده
intimidated around
در اطراف ترسیده
intimidated by others
ترسیده از دیگران
she felt intimidated by the large crowd.
او احساس ترس و دلهره نسبت به جمعیت زیاد را داشت.
he was intimidated during the job interview.
او در طول مصاحبه شغلی احساس ترس و دلهره کرد.
the new student seemed intimidated by the older kids.
دانشجوی جدید به نظر ترسیده و دلهره داشت در برابر بچههای بزرگتر.
many people feel intimidated by public speaking.
بسیاری از مردم از صحبت کردن در جمع احساس ترس و دلهره میکنند.
she tried not to show that she was intimidated.
او سعی کرد نشان ندهد که ترسیده و دلهره دارد.
he was intimidated by the complexity of the task.
او از پیچیدگی کار احساس ترس و دلهره کرد.
some students feel intimidated in advanced classes.
برخی از دانش آموزان در کلاس های پیشرفته احساس ترس و دلهره می کنند.
being intimidated can affect your performance.
احساس ترس و دلهره می تواند بر عملکرد شما تأثیر بگذارد.
she looked intimidated when she entered the room.
وقتی وارد اتاق شد، ترسیده و دلهره داشت.
he often feels intimidated by his boss's expectations.
او اغلب از انتظارات رئیس خود احساس ترس و دلهره میکند.
feel intimidated
احساس ترس و دلهره کردن
intimidated by
ترسیده از
intimidated at
ترسیده در
intimidated into
وادار به انجام کاری به دلیل ترس
intimidated enough
به اندازهی کافی ترسیده
intimidated during
در حین ترسیدن
intimidated since
از زمانی که ترسیده
intimidated around
در اطراف ترسیده
intimidated by others
ترسیده از دیگران
she felt intimidated by the large crowd.
او احساس ترس و دلهره نسبت به جمعیت زیاد را داشت.
he was intimidated during the job interview.
او در طول مصاحبه شغلی احساس ترس و دلهره کرد.
the new student seemed intimidated by the older kids.
دانشجوی جدید به نظر ترسیده و دلهره داشت در برابر بچههای بزرگتر.
many people feel intimidated by public speaking.
بسیاری از مردم از صحبت کردن در جمع احساس ترس و دلهره میکنند.
she tried not to show that she was intimidated.
او سعی کرد نشان ندهد که ترسیده و دلهره دارد.
he was intimidated by the complexity of the task.
او از پیچیدگی کار احساس ترس و دلهره کرد.
some students feel intimidated in advanced classes.
برخی از دانش آموزان در کلاس های پیشرفته احساس ترس و دلهره می کنند.
being intimidated can affect your performance.
احساس ترس و دلهره می تواند بر عملکرد شما تأثیر بگذارد.
she looked intimidated when she entered the room.
وقتی وارد اتاق شد، ترسیده و دلهره داشت.
he often feels intimidated by his boss's expectations.
او اغلب از انتظارات رئیس خود احساس ترس و دلهره میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید