craftily

[ایالات متحده]/'kra:ftii/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور زیرکانه یا حیله‌گرانه

جملات نمونه

The thief craftily stole the valuable painting from the museum.

سارق به طرز زیرکانه نقاشی با ارزش را از موزه دزدید.

She craftily manipulated the situation to her advantage.

او با زیرکی موقعیت را به نفع خود دستکاری کرد.

He craftily avoided answering the difficult question.

او به طرز زیرکانه از پاسخ دادن به سؤال دشوار اجتناب کرد.

The politician craftily dodged the reporter's probing questions.

سیاستمدار به طرز زیرکانه از سؤالات کنجکاوانه گزارشگر اجتناب کرد.

The cat craftily stalked its prey before pouncing.

گربه به طرز زیرکانه قبل از حمله، طعمه خود را تعقیب کرد.

She craftily arranged the flowers in a beautiful bouquet.

او با زیرکی گل ها را در یک دسته گل زیبا مرتب کرد.

The magician craftily performed his tricks to amaze the audience.

یک شعبده باز به طرز زیرکانه شعبده بازی کرد تا مخاطبان را شگفت زده کند.

The fox craftily outsmarted the hunters and escaped into the woods.

روباه به طرز زیرکانه شکارچیان را فریب داد و به جنگل فرار کرد.

She craftily concealed her true feelings behind a smile.

او احساسات واقعی خود را با زیرکی پشت یک لبخند پنهان کرد.

The spy craftily gathered information without raising suspicion.

جاسوس به طرز زیرکانه اطلاعات را جمع آوری کرد بدون اینکه باعث ایجاد شک و تردید شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید