sneakily

[ایالات متحده]/ˈsni:kɪlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور مخفیانه یا پنهانی

جملات نمونه

He sneakily took a cookie from the jar.

او به صورت پنهانی یک کوکی از ظرف برداشت.

She sneakily peeked around the corner to see who was there.

او به صورت پنهانی دور پیچ نگاه کرد تا ببیند چه کسی آنجا است.

The cat sneakily crept up on the unsuspecting bird.

گربه به صورت پنهانی به آرامی به سمت پرنده غافل نزدیک شد.

He sneakily avoided doing his chores by pretending to be asleep.

او با وانمود کردن به خواب، انجام کارهای خود را به صورت پنهانی اجتناب کرد.

She sneakily changed the TV channel when no one was looking.

او وقتی کسی نگاه نمی‌کرد، به صورت پنهانی کانال تلویزیون را تغییر داد.

The spy sneakily gathered information about the enemy's plans.

جاسوس به صورت پنهانی اطلاعاتی در مورد برنامه‌های دشمن جمع‌آوری کرد.

The students sneakily passed notes during the boring lecture.

دانشجویان به صورت پنهانی در طول سخنرانی خسته کننده یادداشت رد و بدل کردند.

He sneakily pocketed some extra cash from the till.

او به صورت پنهانی مقداری پول اضافی از صندوق برداشت.

She sneakily added extra spices to the soup to enhance the flavor.

او به صورت پنهانی ادویه‌های اضافی به سوپ اضافه کرد تا طعم آن را بهتر کند.

The raccoon sneakily rummaged through the garbage for food.

خرس مرموط به صورت پنهانی به دنبال غذا در سطل زباله جستجو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید