cramps

[ایالات متحده]/kræmps/
[بریتانیا]/kræmps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. محدود کردن یا مانع شدن
n. انقباضات دردناک غیرارادی عضلات؛ درد یا گرفتگی شکمی

عبارات و ترکیب‌ها

leg cramps

گرفتگی پا

stomach cramps

گرفتگی معده

menstrual cramps

گرفتگی قاعدگی

muscle cramps

گرفتگی عضلات

cramps relief

تسکین گرفتگی

cramps treatment

درمان گرفتگی

cramps causes

علت گرفتگی

cramps symptoms

علائم گرفتگی

cramps management

مدیریت گرفتگی

cramps prevention

جلوگیری از گرفتگی

جملات نمونه

she often gets cramps during her workout.

او اغلب در طول تمرین دچار گرفتگی می‌شود.

he experienced severe cramps after running a marathon.

او پس از دویدن یک ماراتن دچار گرفتگی شدید شد.

drinking water can help relieve muscle cramps.

نوشیدن آب می‌تواند به تسکین گرفتگی عضلات کمک کند.

she took a break to stretch out her cramps.

او برای کشش گرفتگی خود استراحت کرد.

menstrual cramps can be quite painful for some women.

گرفتگی قاعدگی می‌تواند برای برخی از زنان بسیار دردناک باشد.

he tried to massage his leg to ease the cramps.

او سعی کرد پایش را ماساژ دهد تا گرفتگی را تسکین دهد.

cramps can occur due to dehydration or overexertion.

گرفتگی می‌تواند به دلیل کم آبی بدن یا فرسودگی رخ دهد.

she took a hot bath to soothe her cramps.

او برای تسکین گرفتگی خود حمام گرم گرفت.

stretching exercises can prevent cramps during sports.

تمرینات کششی می‌توانند از گرفتگی در طول ورزش جلوگیری کنند.

he woke up in the middle of the night with leg cramps.

او شبانه در میان شب با گرفتگی پا از خواب بیدار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید