hidden crannies
گوشههای پنهان
dark crannies
گوشههای تاریک
small crannies
گوشههای کوچک
nooks and crannies
گوشهها و زوایای پنهان
crannies and nooks
گوشهها و زوایای پنهان
crannies everywhere
گوشهها در همه جا
crannies of space
گوشههای فضا
crannies of light
گوشههای نور
explore crannies
کاوش در گوشهها
fill crannies
پر کردن گوشهها
dust collects in the crannies of the old furniture.
گرد و غبار در شکافهای مبلمان قدیمی جمع میشود.
the gardener found small insects hiding in the crannies of the leaves.
باغبانی حشرات کوچکی را که در شکافهای برگها پنهان شده بودند، پیدا کرد.
she searched every cranny of the house for her lost keys.
او تمام شکافهای خانه را برای پیدا کردن کلیدهای گمشدهاش جستجو کرد.
crannies in the rocks provide shelter for many small creatures.
شکافهای سنگها پناهگاه بسیاری از موجودات کوچک است.
the artist painted vibrant colors into the crannies of the sculpture.
هنرمند رنگهای زنده را در شکافهای مجسمه نقاشی کرد.
the children found treasures hidden in the crannies of the playground.
کودکان گنجهای پنهان شده در شکافهای زمین بازی را پیدا کردند.
he enjoys exploring the crannies of ancient ruins.
او از کاوش در شکافهای آثار باستانی لذت میبرد.
crannies in the walls can be perfect hiding spots for small animals.
شکافهای دیوارها میتوانند مکانهای پنهان شدن مناسبی برای حیوانات کوچک باشند.
she cleaned every cranny of the kitchen to prepare for the guests.
او برای آمادهسازی پذیرایی از مهمانان، تمام شکافهای آشپزخانه را تمیز کرد.
crannies in the pavement can trap water during heavy rain.
شکافهای پیادهرو میتوانند در هنگام باران شدید آب را به دام اندازند.
hidden crannies
گوشههای پنهان
dark crannies
گوشههای تاریک
small crannies
گوشههای کوچک
nooks and crannies
گوشهها و زوایای پنهان
crannies and nooks
گوشهها و زوایای پنهان
crannies everywhere
گوشهها در همه جا
crannies of space
گوشههای فضا
crannies of light
گوشههای نور
explore crannies
کاوش در گوشهها
fill crannies
پر کردن گوشهها
dust collects in the crannies of the old furniture.
گرد و غبار در شکافهای مبلمان قدیمی جمع میشود.
the gardener found small insects hiding in the crannies of the leaves.
باغبانی حشرات کوچکی را که در شکافهای برگها پنهان شده بودند، پیدا کرد.
she searched every cranny of the house for her lost keys.
او تمام شکافهای خانه را برای پیدا کردن کلیدهای گمشدهاش جستجو کرد.
crannies in the rocks provide shelter for many small creatures.
شکافهای سنگها پناهگاه بسیاری از موجودات کوچک است.
the artist painted vibrant colors into the crannies of the sculpture.
هنرمند رنگهای زنده را در شکافهای مجسمه نقاشی کرد.
the children found treasures hidden in the crannies of the playground.
کودکان گنجهای پنهان شده در شکافهای زمین بازی را پیدا کردند.
he enjoys exploring the crannies of ancient ruins.
او از کاوش در شکافهای آثار باستانی لذت میبرد.
crannies in the walls can be perfect hiding spots for small animals.
شکافهای دیوارها میتوانند مکانهای پنهان شدن مناسبی برای حیوانات کوچک باشند.
she cleaned every cranny of the kitchen to prepare for the guests.
او برای آمادهسازی پذیرایی از مهمانان، تمام شکافهای آشپزخانه را تمیز کرد.
crannies in the pavement can trap water during heavy rain.
شکافهای پیادهرو میتوانند در هنگام باران شدید آب را به دام اندازند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید