fissures

[ایالات متحده]/ˈfɪʃəz/
[بریتانیا]/ˈfɪʃərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکاف‌های باریک یا روزنه‌ها؛ آسیب‌ها یا شکاف‌ها؛ تقسیم‌ها یا اختلافات؛ شکاف‌ها یا درزها
v. شکاف دادن یا باز کردن؛ تقسیم یا جدا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

crack fissures

شکاف‌های ترک

rock fissures

شکاف‌های سنگ

surface fissures

شکاف‌های سطحی

fissures form

تشکیل شکاف‌ها

fissures appear

ظهور شکاف‌ها

fissures develop

توسعه شکاف‌ها

fissures widen

گسترش شکاف‌ها

fissures close

بسته شدن شکاف‌ها

fissures heal

بهبودی شکاف‌ها

fissures deepen

تشدید شکاف‌ها

جملات نمونه

there are fissures in the rock that can lead to cave systems.

در سنگ‌ها شکاف‌هایی وجود دارد که می‌تواند منجر به سیستم‌های غاری شود.

the earthquake caused fissures in the ground.

زمین‌لرزه باعث ایجاد شکاف در زمین شد.

fissures in the ice can be dangerous for climbers.

شکاف‌ها در یخ می‌تواند برای کوهنوردان خطرناک باشد.

we need to fill the fissures in the pavement to prevent water damage.

ما باید شکاف‌های موجود در پیاده‌رو را پر کنیم تا از آسیب آب جلوگیری کنیم.

fissures in the wall indicate structural problems.

شکاف‌ها در دیوار نشان‌دهنده مشکلات سازمانی است.

scientists study the fissures to understand volcanic activity.

دانشمندان شکاف‌ها را برای درک فعالیت‌های آتشفشانی مطالعه می‌کنند.

there are small fissures in the glass that weaken its strength.

شکاف‌های کوچکی در شیشه وجود دارد که مقاومت آن را کاهش می‌دهد.

fissures can form in the soil due to drought.

شکاف‌ها می‌توانند به دلیل خشکسالی در خاک ایجاد شوند.

he noticed the fissures in his relationship with his friend.

او متوجه شکاف‌ها در رابطه خود با دوستش شد.

fissures in the earth's crust can lead to seismic activity.

شکاف‌ها در پوسته زمین می‌توانند منجر به فعالیت‌های لرزه‌ای شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید