stylish cravats
کراواتهای شیک
colorful cravats
کراواتهای رنگارنگ
silk cravats
کراواتهای ابریشمی
fashionable cravats
کراواتهای مد روز
formal cravats
کراواتهای رسمی
vintage cravats
کراواتهای قدیمی
elegant cravats
کراواتهای ظریف
classic cravats
کراواتهای کلاسیک
printed cravats
کراواتهای چاپی
designer cravats
کراواتهای طراحی شده
he wore a stylish cravat to the formal dinner.
او یک کراوات شیک به شام رسمی پوشید.
cravats were popular among gentlemen in the 18th century.
کراواتها در قرن هجدهم در بین آقایان محبوب بودند.
she tied her cravat in a unique way.
او کراوات خود را به روشی منحصر به فرد بست.
many fashion designers incorporate cravats into their collections.
بسیاری از طراحان مد کراواتها را در مجموعه خود بگنجانند.
the cravat added a touch of elegance to his outfit.
کراوات ظرافت خاصی به لباس او اضافه کرد.
he prefers wearing cravats instead of traditional ties.
او ترجیح می دهد به جای یقه های سنتی کراوات بپوشد.
cravats can be made from various fabrics, including silk and cotton.
کراوات ها را می توان از پارچه های مختلف از جمله ابریشم و پنبه تهیه کرد.
during the event, several guests showcased their colorful cravats.
در طول رویداد، چندین مهمان کراوات های رنگارنگ خود را به نمایش گذاشتند.
he learned how to tie a cravat from an online tutorial.
او یاد گرفت که چگونه یک کراوات را از یک آموزش آنلاین ببندد.
the cravat was a symbol of sophistication in the past.
کراوات در گذشته نماد پیچیدگی بود.
stylish cravats
کراواتهای شیک
colorful cravats
کراواتهای رنگارنگ
silk cravats
کراواتهای ابریشمی
fashionable cravats
کراواتهای مد روز
formal cravats
کراواتهای رسمی
vintage cravats
کراواتهای قدیمی
elegant cravats
کراواتهای ظریف
classic cravats
کراواتهای کلاسیک
printed cravats
کراواتهای چاپی
designer cravats
کراواتهای طراحی شده
he wore a stylish cravat to the formal dinner.
او یک کراوات شیک به شام رسمی پوشید.
cravats were popular among gentlemen in the 18th century.
کراواتها در قرن هجدهم در بین آقایان محبوب بودند.
she tied her cravat in a unique way.
او کراوات خود را به روشی منحصر به فرد بست.
many fashion designers incorporate cravats into their collections.
بسیاری از طراحان مد کراواتها را در مجموعه خود بگنجانند.
the cravat added a touch of elegance to his outfit.
کراوات ظرافت خاصی به لباس او اضافه کرد.
he prefers wearing cravats instead of traditional ties.
او ترجیح می دهد به جای یقه های سنتی کراوات بپوشد.
cravats can be made from various fabrics, including silk and cotton.
کراوات ها را می توان از پارچه های مختلف از جمله ابریشم و پنبه تهیه کرد.
during the event, several guests showcased their colorful cravats.
در طول رویداد، چندین مهمان کراوات های رنگارنگ خود را به نمایش گذاشتند.
he learned how to tie a cravat from an online tutorial.
او یاد گرفت که چگونه یک کراوات را از یک آموزش آنلاین ببندد.
the cravat was a symbol of sophistication in the past.
کراوات در گذشته نماد پیچیدگی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید