crave

[ایالات متحده]/kreɪv/
[بریتانیا]/kreɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به طور جدی درخواست کردن؛ داشتن یک تمایل قوی برای
vi. داشتن یک تمایل قوی برای؛ به طور جدی درخواست کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلcraved
زمان گذشتهcraved
صفت یا فعل حال استمراریcraving
شکل سوم شخص مفردcraves
جمعcraves

عبارات و ترکیب‌ها

crave for

اشتیاق داشتن

deep craving

اشتیاق عمیق

crave attention

خواستن توجه

crave sweets

اشتیاق به شیرینی

intense craving

اشتیاق شدید

جملات نمونه

crave a person's pardon

خواستن بخشش یک شخص

I must crave your indulgence.

من باید از شما درخواست اغماض کنم.

The attorney craved the court's indulgence.

وکیل خواستار رأفت دادگاه بود.

Many young children crave attention.

بسیاری از کودکان خردسال توجه را می‌خواهند.

May I crave your attention?

آیا می‌توانم توجه شما را بخواهم؟

What he craved was neither luxury nor the high rhetoric of history painting, but apprehensible truth, visible, familiar, open to touch and repetition.

آنچه او می‌خواست نه تجملات و نه سخنوری اغراق‌آمیز نقاشی‌های تاریخی بود، بلکه حقیقتی قابل درک، قابل مشاهده، آشنا، قابل لمس و تکرار.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید