yearn

[ایالات متحده]/jɜːn/
[بریتانیا]/jɜːrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به شدت آرزو کردن، خواستن؛ دلتنگ شدن، یادآوری کردن؛ همدردی کردن، ابراز ترحم کردن.
Word Forms
زمان گذشتهyearned
صفت یا فعل حال استمراریyearning
شکل سوم شخص مفردyearns
قسمت سوم فعلyearned
جمعyearns

عبارات و ترکیب‌ها

yearn for

آرزوی داشتن

yearn towards

تمایل به

جملات نمونه

to yearn for an end to the war

برای پایان جنگ دل مایل بودن

They had a deep yearning for their homeland.

آنها آرزوی عمیقی برای زادگاه خود داشتند.

a nameless yearning for transcendence.

یک آرزوی بی‌نام برای فراتر رفتن

yearned instead for a home and family.

به جای آن، برای داشتن یک خانه و خانواده مشتاق بودند.

Every man yearns for sympathy in sorrow.

هر مردی در غم برای همدلی آرزو می‌کند.

They yearned for his return.

آنها دل با میل برای بازگشت او داشتند.

He yearned for home.

او دل با میل برای خانه داشت.

He looked at her with yearning.

او با اشتیاق به او نگاه کرد.

no fellow spirit yearned towards her.

هیچ روح همدردی به سمت او میل نکرد.

Her heart yearned for the starving children.

قلب او برای کودکان گرسنه دل با میل داشت.

yearned over the poor child's fate.

بر سرنوشت کودک فقیر دل مایل بود.

He yearned to see his family again.

او دل با میل برای دیدن خانواده‌اش دوباره داشت.

Is it not in the nature of all human beings to yearn for freedom?

آیا در طبیعت همه انسان‌ها میل به آزادی وجود ندارد؟

She yearned to go back to the south.

او دل با میل برای بازگشت به جنوب داشت.

He felt a great yearning after his old job.

او پس از شغل قدیمی‌اش میل شدیدی احساس کرد.

I repose my yearner in waves towards you.

من اشتیاقم را به شکل امواج به سمت شما روانه می‌کنم.

Believe palingenesis, profoundly yearn encounter to you again.

باور کنید، پالئوجنسیس، عمیقاً مشتاق دیدار شما دوباره هستم.

New beatniks yearned to set themselves apart from their beatnik predecessors of the '50s.

گروهی جدید از بیتنیک‌ها مشتاق بودند که خود را از پیش‌سازان بیتنیک خود در دهه 1950 جدا کنند.

نمونه‌های واقعی

The heart yearns for fusion with another, the soul yearns for righteousness.

قلب تشنه ادغام با دیگری است، روح تشنه درستکاری است.

منبع: TED Talks (Video Edition) June 2019 Collection

This is for every kid yearning to break in.

این برای هر کودکی است که مشتاق ورود است.

منبع: Celebrity Speech Compilation

What's the conversation you yearn to have?

چه مکالمه ای را مشتاقید داشته باشید؟

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

And what the soul does is it yearns for righteousness.

و کاری که روح انجام می دهد این است که تشنه درستکاری است.

منبع: TED Talks (Video Edition) June 2019 Collection

This is a country where everyone yearns to be armed and dangerous.

این کشوری است که همه مشتاقند مسلح و خطرناک باشند.

منبع: CNN Listening Collection April 2013

I yearned to see people like myself on screen as full humans.

من مشتاق بودم که افراد مشابه خودم را در صفحه نمایش به عنوان انسان کامل ببینم.

منبع: Celebrity Speech Compilation

That's what the heart yearns for.

این همان چیزی است که قلب برای آن تشنه است.

منبع: TED Talks (Video Edition) June 2019 Collection

We yearn to learn more, to seek out knowledge.

ما مشتاقیم بیشتر یاد بگیریم، به دنبال دانش باشیم.

منبع: Crash Course Astronomy

669. I overhear that the hearty man heartily yearns for my harness in the barn.

669. من می شنوم که آن مرد قوی دل مشتاق زین من در طویله است.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

Do you yearn to defend your own beliefs?

آیا مشتاقید از باورهای خود دفاع کنید؟

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2016 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید