crazes

[ایالات متحده]/kreɪzɪz/
[بریتانیا]/kreɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدها; چیزهای مد روز

عبارات و ترکیب‌ها

fashion crazes

دیوانگی‌های مد

dance crazes

دیوانگی‌های رقص

food crazes

دیوانگی‌های غذا

fitness crazes

دیوانگی‌های تناسب اندام

trend crazes

دیوانگی‌های روند

social media crazes

دیوانگی‌های رسانه‌های اجتماعی

toy crazes

دیوانگی‌های اسباب‌بازی

internet crazes

دیوانگی‌های اینترنت

video game crazes

دیوانگی‌های بازی ویدیویی

lifestyle crazes

دیوانگی‌های سبک زندگی

جملات نمونه

fashion crazes often change with the seasons.

شیفتگی‌های مد اغلب با تغییر فصل‌ها تغییر می‌کنند.

social media can amplify crazes overnight.

شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به سرعت شیفتگی‌ها را افزایش دهند.

there are always new crazes among teenagers.

همیشه شیفتگی‌های جدیدی در بین نوجوانان وجود دارد.

some crazes can be beneficial, promoting healthy habits.

برخی از شیفتگی‌ها می‌توانند مفید باشند و عادات سالم را ترویج کنند.

crazes for certain products can lead to shortages.

شیفتگی برای برخی محصولات می‌تواند منجر به کمبود شود.

the latest crazes often start in urban areas.

آخرین شیفتگی‌ها اغلب در مناطق شهری شروع می‌شوند.

video game crazes can attract millions of players.

شیفتگی بازی‌های ویدیویی می‌تواند میلیون‌ها بازیکن را جذب کند.

many crazes are driven by celebrity endorsements.

شیفتگی‌های زیادی توسط حمایت مشاهیر هدایت می‌شوند.

crazes can sometimes lead to unhealthy competition.

شیفتگی‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به رقابت ناسالم شوند.

collecting items can become one of many crazes.

جمع‌آوری اقلام می‌تواند به یکی از بسیاری از شیفتگی‌ها تبدیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید