crema

[ایالات متحده]/ˈkrɛm.ə/
[بریتانیا]/ˈkrɛm.ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی خامه که در قهوه یا دسرها استفاده می‌شود؛ نام یک شهر در ایتالیا

عبارات و ترکیب‌ها

crema de leche

خامه

crema facial

کرم صورت

crema solar

کرم ضد آفتاب

crema batida

کرم زده

crema de cacao

کرم کاکائو

crema de manos

کرم دست

crema de champán

خامه شامپاین

crema de aguacate

خامه آووکادو

crema de cacahuate

خامه بادام زمینی

crema de vainilla

خامه وانیل

جملات نمونه

i love to spread crema on my toast in the morning.

من عاشق پخش کردن کرما روی نان تستم در صبح هستم.

the crema on my espresso was perfectly thick.

کرما روی اسپرسوی من کاملاً غلیظ بود.

she added a dollop of crema to her dessert.

او یک قاشق کرما به دسرش اضافه کرد.

crema can enhance the flavor of many dishes.

کرما می تواند طعم بسیاری از غذاها را افزایش دهد.

we used crema in the pasta sauce for extra creaminess.

ما از کرما در سس پاستا برای افزایش طعم استفاده کردیم.

he prefers his coffee with a rich crema.

او ترجیح می دهد قهوه اش را با کرما غلیظ بخورد.

adding crema to the soup made it more luxurious.

اضافه کردن کرما به سوپ آن را مجلل تر کرد.

the chef recommended using crema in the recipe.

سرآشپز استفاده از کرما در دستور العمل را توصیه کرد.

crema can be made from heavy cream or milk.

کرما را می توان از خامه یا شیر پرچرب تهیه کرد.

for a delicious dip, mix crema with herbs.

برای یک دیپ خوشمزه، کرما را با گیاهان مخلوط کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید