denounced

[ایالات متحده]/dɪˈnaʊnst/
[بریتانیا]/dɪˈnaʊnst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور علنی اعلام کردن که نادرست یا شر است؛ افشا کردن یا اطلاع دادن علیه؛ اطلاع دادن درباره خاتمه

عبارات و ترکیب‌ها

denounced the act

اقدام را محکوم کرد

denounced by critics

توسط منتقدان محکوم شد

denounced as false

به عنوان نادرست محکوم شد

denounced publicly

به طور علنی محکوم شد

denounced his actions

اقدامات او را محکوم کرد

denounced the decision

تصمیم را محکوم کرد

denounced for corruption

به دلیل فساد محکوم شد

denounced as immoral

به عنوان غیراخلاقی محکوم شد

denounced in court

در دادگاه محکوم شد

denounced without evidence

بدون ارائه مدرک محکوم شد

جملات نمونه

he denounced the unfair treatment of workers.

او رفتار ناعادلانه با کارگران را محکوم کرد.

the politician denounced corruption in the government.

سیاستمدار فساد در دولت را محکوم کرد.

she denounced the actions of the protestors.

او اقدامات معترضان را محکوم کرد.

the organization denounced violence against women.

سازمان خشونت علیه زنان را محکوم کرد.

they denounced the decision as unjust.

آنها تصمیم را به عنوان ناعادلانه محکوم کردند.

the report denounced the environmental damage caused by the factory.

گزارش به ضرر رساندن محیط زیست ناشی از کارخانه اشاره کرد.

the activists denounced the government's inaction on climate change.

فعال سازمان‌ها بی‌عملی دولت در مورد تغییرات آب و هوایی را محکوم کردند.

he denounced the company's unethical practices.

او رفتارهای غیراخلاقی شرکت را محکوم کرد.

the community denounced the hate speech at the rally.

جامعه سخنان نفرت انگیز در گردهمایی را محکوم کرد.

she denounced the misinformation spread on social media.

او اطلاعات نادرست منتشر شده در رسانه های اجتماعی را محکوم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید