crooned softly
آهنگ خواند به آرامی
crooned sweetly
آهنگ خواند به شیرینی
crooned gently
آهنگ خواند به ملایمت
crooned away
آهنگ خواند و گذراند
crooned lullaby
آهنگ زمزمهگونه خواند
crooned love
آهنگ عشق خواند
crooned melody
آهنگ ملودی خواند
crooned to
برای کسی آهنگ خواند
crooned quietly
آهنگ خواند به آرامی
she crooned a lullaby to her baby.
او زمزمهای آرامبخش برای نوزادش خواند.
the singer crooned softly into the microphone.
خواننده به آرامی در میکروفون زمزمه کرد.
he crooned love songs under the moonlight.
او آهنگهای عاشقانه را زیر نور ماه زمزمه کرد.
the old man crooned nostalgic tunes from his youth.
مرد پیر آهنگهای نوستالژیک از دوران جوانیاش زمزمه کرد.
she crooned sweet nothings in his ear.
او حرفهای عاشقانه را در گوشش زمزمه کرد.
as the sun set, he crooned a gentle melody.
همانطور که خورشید غروب میکرد، او یک ملودی ملایم زمزمه کرد.
they crooned together, harmonizing perfectly.
آنها با هم زمزمه کردند و به طور کامل هماهنگ شدند.
the mother crooned to calm her frightened child.
مادر برای آرام کردن کودک ترسیده اش زمزمه کرد.
he crooned a tune that reminded her of summer.
او آهنگی را زمزمه کرد که او را به یاد تابستان انداخت.
the artist crooned his latest song at the concert.
هنرمند آخرین آهنگ خود را در کنسرت زمزمه کرد.
crooned softly
آهنگ خواند به آرامی
crooned sweetly
آهنگ خواند به شیرینی
crooned gently
آهنگ خواند به ملایمت
crooned away
آهنگ خواند و گذراند
crooned lullaby
آهنگ زمزمهگونه خواند
crooned love
آهنگ عشق خواند
crooned melody
آهنگ ملودی خواند
crooned to
برای کسی آهنگ خواند
crooned quietly
آهنگ خواند به آرامی
she crooned a lullaby to her baby.
او زمزمهای آرامبخش برای نوزادش خواند.
the singer crooned softly into the microphone.
خواننده به آرامی در میکروفون زمزمه کرد.
he crooned love songs under the moonlight.
او آهنگهای عاشقانه را زیر نور ماه زمزمه کرد.
the old man crooned nostalgic tunes from his youth.
مرد پیر آهنگهای نوستالژیک از دوران جوانیاش زمزمه کرد.
she crooned sweet nothings in his ear.
او حرفهای عاشقانه را در گوشش زمزمه کرد.
as the sun set, he crooned a gentle melody.
همانطور که خورشید غروب میکرد، او یک ملودی ملایم زمزمه کرد.
they crooned together, harmonizing perfectly.
آنها با هم زمزمه کردند و به طور کامل هماهنگ شدند.
the mother crooned to calm her frightened child.
مادر برای آرام کردن کودک ترسیده اش زمزمه کرد.
he crooned a tune that reminded her of summer.
او آهنگی را زمزمه کرد که او را به یاد تابستان انداخت.
the artist crooned his latest song at the concert.
هنرمند آخرین آهنگ خود را در کنسرت زمزمه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید