intoned

[ایالات متحده]/ɪnˈtəʊnd/
[بریتانیا]/ɪnˈtoʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به گفتن یا قرائت کردن با لحن موسیقایی یا اندازه‌گیری شده

عبارات و ترکیب‌ها

intoned words

کلمات آهنگین

intoned prayer

نماز آهنگین

intoned song

آهنگ آهنگین

intoned message

پیام آهنگین

intoned speech

سخنرانی آهنگین

intoned verse

بیت آهنگین

intoned chant

اجرای آهنگین

intoned tone

لحن آهنگین

intoned lines

خطوط آهنگین

intoned call

تماس آهنگین

جملات نمونه

he intoned the poem with great emotion.

او شعر را با احساسات فراوان زمزمه کرد.

the teacher intoned the instructions clearly.

معلم دستورالعمل‌ها را به وضوح زمزمه کرد.

she intoned the words as if they were a prayer.

او کلمات را طوری زمزمه کرد که انگار دعایی بودند.

the choir intoned a beautiful melody.

گروه کر یک ملودی زیبا را زمزمه کرد.

he intoned the national anthem proudly.

او سرود ملی را با افتخار زمزمه کرد.

she intoned softly to calm the children.

او برای آرام کردن کودکان به آرامی زمزمه کرد.

the narrator intoned the story with suspense.

راوی داستان را با تعلیق زمزمه کرد.

he intoned the announcement over the loudspeaker.

او اعلامیه را از طریق بلندگو زمزمه کرد.

the priest intoned the blessings during the ceremony.

کشیش در طول مراسم برکات را زمزمه کرد.

she intoned each line with precision and clarity.

او هر خط را با دقت و وضوح زمزمه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید