| جمع | croonings |
soft crooning
آهنگسازی ملایم
gentle crooning
آهنگسازی آرام
sweet crooning
آهنگسازی شیرین
slow crooning
آهنگسازی آهسته
melodious crooning
آهنگسازی دلنشین
nostalgic crooning
آهنگسازی نوستالژیک
romantic crooning
آهنگسازی عاشقانه
heartfelt crooning
آهنگسازی صمیمانه
soothing crooning
آهنگسازی آرامشبخش
dreamy crooning
آهنگسازی رویایی
she was crooning a lullaby to her baby.
او در حال زمزمه کردن یک ترانه آرام به نوزادش بود.
the singer was crooning softly into the microphone.
خواننده به آرامی در میکروفون زمزمه می کرد.
he loves crooning classic love songs.
او عاشق زمزمه کردن آهنگ های عاشقانه کلاسیک است.
the crowd enjoyed the crooning of the jazz vocalist.
مخاطبان از زمزمه های خواننده جاز لذت بردند.
she spent the evening crooning with friends around the campfire.
او شب را با دوستانش در کنار آتش زمزمه کرد.
his crooning brought back memories of their first dance.
زمزمه های او خاطرات اولین رقص آنها را زنده کرد.
the cat seemed to enjoy his crooning.
به نظر می رسید گربه از زمزمه های او لذت می برد.
she was crooning sweet nothings in his ear.
او در گوش او حرف های عاشقانه زمزمه می کرد.
he was crooning while strumming his guitar.
او در حالی که گیتار می نواخت زمزمه می کرد.
the radio was playing soft crooning melodies.
رادیو آهنگ های زمزمه ملایم پخش می کرد.
soft crooning
آهنگسازی ملایم
gentle crooning
آهنگسازی آرام
sweet crooning
آهنگسازی شیرین
slow crooning
آهنگسازی آهسته
melodious crooning
آهنگسازی دلنشین
nostalgic crooning
آهنگسازی نوستالژیک
romantic crooning
آهنگسازی عاشقانه
heartfelt crooning
آهنگسازی صمیمانه
soothing crooning
آهنگسازی آرامشبخش
dreamy crooning
آهنگسازی رویایی
she was crooning a lullaby to her baby.
او در حال زمزمه کردن یک ترانه آرام به نوزادش بود.
the singer was crooning softly into the microphone.
خواننده به آرامی در میکروفون زمزمه می کرد.
he loves crooning classic love songs.
او عاشق زمزمه کردن آهنگ های عاشقانه کلاسیک است.
the crowd enjoyed the crooning of the jazz vocalist.
مخاطبان از زمزمه های خواننده جاز لذت بردند.
she spent the evening crooning with friends around the campfire.
او شب را با دوستانش در کنار آتش زمزمه کرد.
his crooning brought back memories of their first dance.
زمزمه های او خاطرات اولین رقص آنها را زنده کرد.
the cat seemed to enjoy his crooning.
به نظر می رسید گربه از زمزمه های او لذت می برد.
she was crooning sweet nothings in his ear.
او در گوش او حرف های عاشقانه زمزمه می کرد.
he was crooning while strumming his guitar.
او در حالی که گیتار می نواخت زمزمه می کرد.
the radio was playing soft crooning melodies.
رادیو آهنگ های زمزمه ملایم پخش می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید