cross-continental flight
پرواز بین قاره ای
cross-continental journey
سفر بین قاره ای
cross-continental route
مسیر بین قاره ای
cross-continental trade
تجارت بین قاره ای
cross-continental project
پروژه بین قاره ای
cross-continental collaboration
همکاری بین قاره ای
cross-continental shipping
حمل و نقل بین قاره ای
cross-continental partnership
همکاری بین قاره ای
cross-continental development
توسعه بین قاره ای
cross-continental infrastructure
زیرساخت بین قاره ای
the cross-continental flight took over 15 hours.
پرواز میان قارهای بیش از 15 ساعت طول کشید.
we planned a cross-continental road trip across europe.
ما یک سفر میان قارهای از طریق خودرو در اروپا را برنامهریزی کردیم.
the company launched a cross-continental marketing campaign.
شرکت یک کمپین بازاریابی میان قارهای راه اندازی کرد.
the cross-continental railway connects several major cities.
راهآهن میان قارهای چند شهر بزرگ را به هم متصل میکند.
the research involved cross-continental data analysis.
این تحقیق شامل تحلیل دادههای میان قارهای بود.
the band is known for its cross-continental tour schedule.
این گروه به دلیل برنامه گردشنامهای میان قارهایش شناخته میشود.
the project required cross-continental collaboration between teams.
این پروژه نیاز به همکاری میان قارهای بین تیمها داشت.
the documentary showcased cross-continental cultural traditions.
این مستند فرهنگ و سنتهای میان قارهای را نمایش داد.
the company's supply chain is now cross-continental.
زنجیره تأمین این شرکت اکنون میان قارهای است.
the new trade agreement facilitates cross-continental commerce.
reement تجاری جدید به تجارت میان قارهای کمک میکند.
the artist's work explores themes of cross-continental identity.
کار هنرمند به موضوعات هویت میان قارهای پرداخته است.
cross-continental flight
پرواز بین قاره ای
cross-continental journey
سفر بین قاره ای
cross-continental route
مسیر بین قاره ای
cross-continental trade
تجارت بین قاره ای
cross-continental project
پروژه بین قاره ای
cross-continental collaboration
همکاری بین قاره ای
cross-continental shipping
حمل و نقل بین قاره ای
cross-continental partnership
همکاری بین قاره ای
cross-continental development
توسعه بین قاره ای
cross-continental infrastructure
زیرساخت بین قاره ای
the cross-continental flight took over 15 hours.
پرواز میان قارهای بیش از 15 ساعت طول کشید.
we planned a cross-continental road trip across europe.
ما یک سفر میان قارهای از طریق خودرو در اروپا را برنامهریزی کردیم.
the company launched a cross-continental marketing campaign.
شرکت یک کمپین بازاریابی میان قارهای راه اندازی کرد.
the cross-continental railway connects several major cities.
راهآهن میان قارهای چند شهر بزرگ را به هم متصل میکند.
the research involved cross-continental data analysis.
این تحقیق شامل تحلیل دادههای میان قارهای بود.
the band is known for its cross-continental tour schedule.
این گروه به دلیل برنامه گردشنامهای میان قارهایش شناخته میشود.
the project required cross-continental collaboration between teams.
این پروژه نیاز به همکاری میان قارهای بین تیمها داشت.
the documentary showcased cross-continental cultural traditions.
این مستند فرهنگ و سنتهای میان قارهای را نمایش داد.
the company's supply chain is now cross-continental.
زنجیره تأمین این شرکت اکنون میان قارهای است.
the new trade agreement facilitates cross-continental commerce.
reement تجاری جدید به تجارت میان قارهای کمک میکند.
the artist's work explores themes of cross-continental identity.
کار هنرمند به موضوعات هویت میان قارهای پرداخته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید