cross-legged position
حالت پا به پا
sitting cross-legged
نشسته به حالت پا به پا
cross-legged on floor
به حالت پا به پا روی زمین
cross-legged meditation
مدیتیشن به حالت پا به پا
cross-legged child
کودک به حالت پا به پا
sat cross-legged
نشسته به حالت پا به پا
cross-legged pose
حالت پا به پا
cross-legged comfort
راحتی پا به پا
cross-legged style
سبک پا به پا
cross-legged rest
استراحت پا به پا
she sat cross-legged on the floor, reading a book.
او به صورت پا به پا روی زمین نشسته بود و مشغول خواندن کتاب بود.
the yoga instructor demonstrated how to sit cross-legged for meditation.
مربی یوگا نحوه نشستن پا به پا برای مدیتیشن را نشان داد.
he was cross-legged, deeply engrossed in his work on the laptop.
او پا به پا نشسته بود و عمیقاً در کار خود روی لپ تاپ غرق شده بود.
the children were cross-legged, listening intently to the storyteller.
کودکان پا به پا نشسته بودند و با دقت به تعریف قصه گوش می دادند.
she often sits cross-legged while drinking her morning tea.
او اغلب در حالی که چای صبح خود را می نوشد، پا به پا می نشیند.
the guru encouraged his students to sit cross-legged during the lesson.
استاد از شاگردانش خواست در طول کلاس پا به پا بنشینند.
he found it comfortable to sit cross-legged on the meditation cushion.
او نشستن پا به پا روی بالش مدیتیشن را راحت می دانست.
the dancer warmed up by stretching and sitting cross-legged.
رقاص با کشش و نشستن پا به پا گرم کرد.
the monk sat cross-legged, chanting softly.
راهب پا به پا نشسته بود و با صدای آهسته دعا می کرد.
she arranged the pillows so she could sit cross-legged comfortably.
او بالش ها را به گونه ای مرتب کرد که بتواند به راحتی پا به پا بنشیند.
he practiced calligraphy while sitting cross-legged on the mat.
او در حالی که روی حصیر پا به پا نشسته بود، خوشنویسی تمرین کرد.
cross-legged position
حالت پا به پا
sitting cross-legged
نشسته به حالت پا به پا
cross-legged on floor
به حالت پا به پا روی زمین
cross-legged meditation
مدیتیشن به حالت پا به پا
cross-legged child
کودک به حالت پا به پا
sat cross-legged
نشسته به حالت پا به پا
cross-legged pose
حالت پا به پا
cross-legged comfort
راحتی پا به پا
cross-legged style
سبک پا به پا
cross-legged rest
استراحت پا به پا
she sat cross-legged on the floor, reading a book.
او به صورت پا به پا روی زمین نشسته بود و مشغول خواندن کتاب بود.
the yoga instructor demonstrated how to sit cross-legged for meditation.
مربی یوگا نحوه نشستن پا به پا برای مدیتیشن را نشان داد.
he was cross-legged, deeply engrossed in his work on the laptop.
او پا به پا نشسته بود و عمیقاً در کار خود روی لپ تاپ غرق شده بود.
the children were cross-legged, listening intently to the storyteller.
کودکان پا به پا نشسته بودند و با دقت به تعریف قصه گوش می دادند.
she often sits cross-legged while drinking her morning tea.
او اغلب در حالی که چای صبح خود را می نوشد، پا به پا می نشیند.
the guru encouraged his students to sit cross-legged during the lesson.
استاد از شاگردانش خواست در طول کلاس پا به پا بنشینند.
he found it comfortable to sit cross-legged on the meditation cushion.
او نشستن پا به پا روی بالش مدیتیشن را راحت می دانست.
the dancer warmed up by stretching and sitting cross-legged.
رقاص با کشش و نشستن پا به پا گرم کرد.
the monk sat cross-legged, chanting softly.
راهب پا به پا نشسته بود و با صدای آهسته دعا می کرد.
she arranged the pillows so she could sit cross-legged comfortably.
او بالش ها را به گونه ای مرتب کرد که بتواند به راحتی پا به پا بنشیند.
he practiced calligraphy while sitting cross-legged on the mat.
او در حالی که روی حصیر پا به پا نشسته بود، خوشنویسی تمرین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید