cruelest

[ایالات متحده]/ˈkruːlɪst/
[بریتانیا]/ˈkruːlɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌رحم‌ترین; باعث درد یا رنج

عبارات و ترکیب‌ها

cruelest joke

خشن‌ترین شوخی

cruelest fate

خشن‌ترین سرنوشت

cruelest irony

خشن‌ترین تضاد

cruelest punishment

سخت‌ترین مجازات

cruelest betrayal

خیانت شدیدترین

cruelest truth

راست‌ترین حقیقت

cruelest reality

واقعیت خشن‌ترین

cruelest world

خشن‌ترین دنیا

cruelest game

خشن‌ترین بازی

cruelest moment

بدترین لحظه

جملات نمونه

the cruelest punishment is often reserved for the worst offenders.

بدترین مجازات اغلب برای متخلفان بدجنس‌ترین‌ها محفوظ است.

she faced the cruelest betrayal from someone she trusted.

او بدترین خیانت را از کسی که به او اعتماد کرده بود، تجربه کرد.

in the animal kingdom, the cruelest predator often survives.

در پادشاهی حیوانات، وحشی‌ترین شکارچی اغلب زنده می‌ماند.

war can bring out the cruelest sides of humanity.

جنگ می‌تواند جنبه‌های وحشیانه‌تر انسانیت را آشکار کند.

he spoke the cruelest words in a moment of anger.

او در یک لحظه عصبانیت، بدترین کلمات را گفت.

many believe that the cruelest jokes are the funniest.

بسیاری معتقدند که خنده‌دارترین شوخی‌ها، وحشیانه‌ترین‌ها هستند.

the cruelest reality is that not everyone gets a second chance.

واقعیت وحشیانه این است که همه شانس دوباره‌ای ندارند.

she endured the cruelest criticism from her peers.

او انتقادات وحشیانه را از همسالانش تحمل کرد.

history remembers the cruelest leaders for their tyranny.

تاریخچه رهبران وحشیانه را به خاطر ظلم و ستمشان به یاد می‌آورد.

he had the cruelest laugh that sent shivers down my spine.

او خنده‌ای وحشیانه داشت که باعث لرزش ستون فقراتم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید