cruiser

[ایالات متحده]/'kruːzə/
[بریتانیا]/'krʊzɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشتی جنگی؛ هواپیمای گشت، وسیله نقلیه گشت.
Word Forms
جمعcruisers

عبارات و ترکیب‌ها

naval cruiser

ناو جنگی

luxury cruiser

ناو کروز لوکس

land cruiser

کرουزر زمینی

جملات نمونه

a heavy cruiser; heavy infantry.

یک ناو جنگی سنگین؛ پیاده نظام سنگین

The cruiser was surrounded by the enemy.

ناو جنگی توسط دشمن احاطه شده بود.

a cabin cruiser was chugging down the river.

یک قایق تفریحی با سرعت کم در رودخانه در حال حرکت بود.

the cabin cruiser started to drift downstream.

قایق تفریحی شروع به شناور شدن در امتداد رودخانه کرد.

several cruisers trailed by an escorting destroyer.

چندین ناو جنگی که توسط یک ناو جنگی اسکورت پشتیبانی می شد.

The cruiser knifed through the heavy sea.

ناو جنگی از میان دریاهای خروشان عبور کرد.

We made a cruiser in the distance.

ما یک ناو جنگی را در دوردست دیدیم.

Developed before the outbreak of the Clone Wars, Dreadnaught heavy cruisers are among the oldest vessels in active service in the Imperial Navy.

که قبل از شروع جنگ های کلون توسعه یافته است، ناوهای سنگین درناو Dreadnaught در بین قدیمی ترین کشتی های در حال خدمت در نیروی دریایی امپراتوری قرار دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید