crystal-gazing future
آیندهبینی با کریستال
doing crystal-gazing
آیندهبینی با کریستال کردن
crystal-gazing session
جلسه آیندهبینی با کریستال
crystal-gazing parlor
آشپزخانه آیندهبینی با کریستال
serious crystal-gazing
آیندهبینی با کریستال جدی
crystal-gazing technique
فن آیندهبینی با کریستال
crystal-gazing room
اتاق آیندهبینی با کریستال
crystal-gazing circles
دایرههای آیندهبینی با کریستال
avoid crystal-gazing
از آیندهبینی با کریستال پرهیز کن
she spent hours crystal-gazing, hoping to see her future husband.
او ساعتها به گویش بلوری مینگرید و امید داشت که شوهر آیندهاش را ببیند.
the fortune teller offered a crystal-gazing session for ten dollars.
پیشبین با 10 دلار یک جلسه گویش بلوری ارائه میداد.
he dismissed the idea of crystal-gazing as utter nonsense.
او ایده گویش بلوری را به طور کامل بیمعنی میدانست.
the novel featured a mysterious character skilled in crystal-gazing.
رومان یک شخصیت مرموز را که ماهر گویش بلوری بود، داشت.
despite her skepticism, she was curious about the crystal-gazing experience.
با وجود شک او، او به تجربه گویش بلوری علاقهمند بود.
the ancient practice of crystal-gazing has fascinated people for centuries.
مراسم قدیمی گویش بلوری برای قرنها مردم را بهخود مشغول کرده است.
the stage was set for a dramatic crystal-gazing performance at the fair.
پرده برای یک نمایش گویش بلوری در جشن بزرگ گذاشته شده بود.
many consider crystal-gazing a form of divination and superstition.
بسیاری گویش بلوری را یک نوع خردهگری و عقیدههای غیروی میدانند.
she nervously watched the reader’s interpretation of her crystal-gazing.
او با نگرانی نتیجهگیری خواننده از گویش بلوریاش را مشاهده میکرد.
the crystal ball seemed to shimmer as she began her crystal-gazing.
کره بلوری بهطوری که او شروع به گویش بلوری کرد، نورانی به نظر میرسید.
he warned her against relying on crystal-gazing for important decisions.
او به او هشدار داد که در تصمیمات مهم به گویش بلوری وابسته نشود.
crystal-gazing future
آیندهبینی با کریستال
doing crystal-gazing
آیندهبینی با کریستال کردن
crystal-gazing session
جلسه آیندهبینی با کریستال
crystal-gazing parlor
آشپزخانه آیندهبینی با کریستال
serious crystal-gazing
آیندهبینی با کریستال جدی
crystal-gazing technique
فن آیندهبینی با کریستال
crystal-gazing room
اتاق آیندهبینی با کریستال
crystal-gazing circles
دایرههای آیندهبینی با کریستال
avoid crystal-gazing
از آیندهبینی با کریستال پرهیز کن
she spent hours crystal-gazing, hoping to see her future husband.
او ساعتها به گویش بلوری مینگرید و امید داشت که شوهر آیندهاش را ببیند.
the fortune teller offered a crystal-gazing session for ten dollars.
پیشبین با 10 دلار یک جلسه گویش بلوری ارائه میداد.
he dismissed the idea of crystal-gazing as utter nonsense.
او ایده گویش بلوری را به طور کامل بیمعنی میدانست.
the novel featured a mysterious character skilled in crystal-gazing.
رومان یک شخصیت مرموز را که ماهر گویش بلوری بود، داشت.
despite her skepticism, she was curious about the crystal-gazing experience.
با وجود شک او، او به تجربه گویش بلوری علاقهمند بود.
the ancient practice of crystal-gazing has fascinated people for centuries.
مراسم قدیمی گویش بلوری برای قرنها مردم را بهخود مشغول کرده است.
the stage was set for a dramatic crystal-gazing performance at the fair.
پرده برای یک نمایش گویش بلوری در جشن بزرگ گذاشته شده بود.
many consider crystal-gazing a form of divination and superstition.
بسیاری گویش بلوری را یک نوع خردهگری و عقیدههای غیروی میدانند.
she nervously watched the reader’s interpretation of her crystal-gazing.
او با نگرانی نتیجهگیری خواننده از گویش بلوریاش را مشاهده میکرد.
the crystal ball seemed to shimmer as she began her crystal-gazing.
کره بلوری بهطوری که او شروع به گویش بلوری کرد، نورانی به نظر میرسید.
he warned her against relying on crystal-gazing for important decisions.
او به او هشدار داد که در تصمیمات مهم به گویش بلوری وابسته نشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید