crystal-gazing

[ایالات متحده]/[ˈkrɪstəl ˈɡeɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈkrɪstəl ˈɡeɪzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا روش تلاش برای پیش‌بینی آینده با نگاه کردن به گوی بلورین؛ عمل یا روش نگاه کردن به گوی بلورین به منظور به دست آوردن اطلاعات یا پیش‌بینی آینده.
v. تلاش برای پیش‌بینی آینده با نگاه کردن به گوی بلورین.

عبارات و ترکیب‌ها

crystal-gazing future

آینده‌بینی با کریستال

doing crystal-gazing

آینده‌بینی با کریستال کردن

crystal-gazing session

جلسه آینده‌بینی با کریستال

crystal-gazing parlor

آشپزخانه آینده‌بینی با کریستال

serious crystal-gazing

آینده‌بینی با کریستال جدی

crystal-gazing technique

فن آینده‌بینی با کریستال

crystal-gazing room

اتاق آینده‌بینی با کریستال

crystal-gazing circles

دایره‌های آینده‌بینی با کریستال

avoid crystal-gazing

از آینده‌بینی با کریستال پرهیز کن

جملات نمونه

she spent hours crystal-gazing, hoping to see her future husband.

او ساعت‌ها به گویش بلوری می‌نگرید و امید داشت که شوهر آینده‌اش را ببیند.

the fortune teller offered a crystal-gazing session for ten dollars.

پیش‌بین با 10 دلار یک جلسه گویش بلوری ارائه می‌داد.

he dismissed the idea of crystal-gazing as utter nonsense.

او ایده گویش بلوری را به طور کامل بی‌معنی می‌دانست.

the novel featured a mysterious character skilled in crystal-gazing.

رومان یک شخصیت مرموز را که ماهر گویش بلوری بود، داشت.

despite her skepticism, she was curious about the crystal-gazing experience.

با وجود شک او، او به تجربه گویش بلوری علاقه‌مند بود.

the ancient practice of crystal-gazing has fascinated people for centuries.

مراسم قدیمی گویش بلوری برای قرن‌ها مردم را به‌خود مشغول کرده است.

the stage was set for a dramatic crystal-gazing performance at the fair.

پرده برای یک نمایش گویش بلوری در جشن بزرگ گذاشته شده بود.

many consider crystal-gazing a form of divination and superstition.

بسیاری گویش بلوری را یک نوع خرده‌گری و عقیده‌های غیروی می‌دانند.

she nervously watched the reader’s interpretation of her crystal-gazing.

او با نگرانی نتیجه‌گیری خواننده از گویش بلوری‌اش را مشاهده می‌کرد.

the crystal ball seemed to shimmer as she began her crystal-gazing.

کره بلوری به‌طوری که او شروع به گویش بلوری کرد، نورانی به نظر می‌رسید.

he warned her against relying on crystal-gazing for important decisions.

او به او هشدار داد که در تصمیمات مهم به گویش بلوری وابسته نشود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید