| جمع | mystics |
mystic energy
انرژی عرفانی
mystic aura
هاله عرفانی
a mystic who can prove he has paranormal powers.
یک صوفی که بتواند ثابت کند دارای قدرتهای فراطبیعی است.
He is interested in mystic rites and ceremonies.
او به آیینها و مناسک عرفانی علاقه دارد.
O to drink the mystic deliria deeper than any other man!
ای کاش میتوانستم مستی عرفانی عمیقتری از هر مرد دیگری بنوشم!
His father was the Maharishi Debendranath Tagore, the Hindu reformer and mystic and his mother was Sharada Devi.
پدرش ماهارشی دبندرانت تاگور، اصلاحگر و صوفی هندو بود و مادرش شارادا دوی.
She had a mystic experience during meditation.
او در هنگام مراقبه تجربهای عرفانی داشت.
The old temple is said to be a mystic place.
گفته میشود معبد قدیمی یک مکان عرفانی است.
He claimed to possess mystic powers.
او ادعا کرد دارای قدرتهای عرفانی است.
The mystic symbols on the ancient artifact puzzled archaeologists.
نمادهای عرفانی روی سازوکار باستانی باستانشناسان را متحیر کرد.
She consulted a mystic for guidance.
او برای راهنمایی به یک صوفی مشورت کرد.
Many ancient cultures believed in mystic rituals.
فرهنگهای باستانی زیادی به آیینهای عرفانی اعتقاد داشتند.
The mystic aura of the forest enchanted visitors.
هاله عرفانی جنگل بازدیدکنندگان را مجذوب خود کرد.
He was known for his mystic insights.
او به خاطر بینشهای عرفانی خود شناخته میشد.
The mystic teachings of the guru attracted followers from far and wide.
آموزههای عرفانی مرید از نقاط دور و نزدیک پیروان را جذب کرد.
The mystic beauty of the starlit sky left them in awe.
زیبایی عرفانی آسمان پر ستاره آنها را در شگفت رها کرد.
mystic energy
انرژی عرفانی
mystic aura
هاله عرفانی
a mystic who can prove he has paranormal powers.
یک صوفی که بتواند ثابت کند دارای قدرتهای فراطبیعی است.
He is interested in mystic rites and ceremonies.
او به آیینها و مناسک عرفانی علاقه دارد.
O to drink the mystic deliria deeper than any other man!
ای کاش میتوانستم مستی عرفانی عمیقتری از هر مرد دیگری بنوشم!
His father was the Maharishi Debendranath Tagore, the Hindu reformer and mystic and his mother was Sharada Devi.
پدرش ماهارشی دبندرانت تاگور، اصلاحگر و صوفی هندو بود و مادرش شارادا دوی.
She had a mystic experience during meditation.
او در هنگام مراقبه تجربهای عرفانی داشت.
The old temple is said to be a mystic place.
گفته میشود معبد قدیمی یک مکان عرفانی است.
He claimed to possess mystic powers.
او ادعا کرد دارای قدرتهای عرفانی است.
The mystic symbols on the ancient artifact puzzled archaeologists.
نمادهای عرفانی روی سازوکار باستانی باستانشناسان را متحیر کرد.
She consulted a mystic for guidance.
او برای راهنمایی به یک صوفی مشورت کرد.
Many ancient cultures believed in mystic rituals.
فرهنگهای باستانی زیادی به آیینهای عرفانی اعتقاد داشتند.
The mystic aura of the forest enchanted visitors.
هاله عرفانی جنگل بازدیدکنندگان را مجذوب خود کرد.
He was known for his mystic insights.
او به خاطر بینشهای عرفانی خود شناخته میشد.
The mystic teachings of the guru attracted followers from far and wide.
آموزههای عرفانی مرید از نقاط دور و نزدیک پیروان را جذب کرد.
The mystic beauty of the starlit sky left them in awe.
زیبایی عرفانی آسمان پر ستاره آنها را در شگفت رها کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید