cultivates

[ایالات متحده]/ˈkʌltɪveɪts/
[بریتانیا]/ˈkʌltəˌveɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمین را برای کشت یا باغبانی آماده و استفاده کردن؛ رابطه یا دوستی را توسعه یا بهبود بخشیدن؛ گیاهان را پرورش یا نگهداری کردن؛ افکار یا احساسات را پرورش یا پروراندن

عبارات و ترکیب‌ها

cultivates growth

پرورش رشد

cultivates talent

پرورش استعداد

cultivates relationships

پرورش روابط

cultivates skills

پرورش مهارت‌ها

cultivates ideas

پرورش ایده‌ها

cultivates trust

پرورش اعتماد

cultivates creativity

پرورش خلاقیت

cultivates knowledge

پرورش دانش

cultivates passion

پرورش اشتیاق

cultivates community

پرورش جامعه

جملات نمونه

she cultivates a love for reading in her children.

او علاقه به خواندن را در کودکان خود پرورش می‌دهد.

the farmer cultivates various crops each season.

کشاورز محصولات مختلف را در هر فصل کشت می‌کند.

he cultivates strong relationships with his clients.

او روابط قوی با مشتریان خود ایجاد می‌کند.

the school cultivates creativity through art programs.

مدرسه با استفاده از برنامه‌های هنری، خلاقیت را پرورش می‌دهد.

she cultivates her garden with great care.

او باغ خود را با دقت بسیار زیادی پرورش می‌دهد.

the organization cultivates leadership skills in young people.

سازمان مهارت‌های رهبری را در جوانان پرورش می‌دهد.

he cultivates a positive mindset to overcome challenges.

او یک نگرش مثبت را برای غلبه بر چالش‌ها پرورش می‌دهد.

the coach cultivates teamwork among the players.

مربی کار گروهی را در بین بازیکنان پرورش می‌دهد.

she cultivates a passion for cooking through various classes.

او با شرکت در کلاس‌های مختلف، اشتیاق خود را به آشپزی پرورش می‌دهد.

the company cultivates innovation to stay competitive.

شرکت نوآوری را برای حفظ رقابت‌پذیری پرورش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید