tends

[ایالات متحده]/tɛndz/
[بریتانیا]/tɛndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مراقبت کردن؛ نگهداری کردن؛ رسیدگی کردن؛ خدمت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

he tends

او تمایل دارد

she tends

او تمایل دارد

it tends

آن تمایل دارد

this tends

این تمایل دارد

that tends

آن تمایل دارد

often tends

اغراقاً تمایل دارد

usually tends

معمولاً تمایل دارد

generally tends

به طور کلی تمایل دارد

tends to

به سمت دارد

sometimes tends

گاهی اوقات تمایل دارد

جملات نمونه

she tends to overthink things.

او معمولاً زیاد فکر می‌کند.

he tends to be late for meetings.

او معمولاً دیر به جلسات می‌رسد.

children tend to imitate their parents.

کودکان معمولاً سعی می‌کنند از والدین خود تقلید کنند.

she tends to avoid confrontation.

او معمولاً از رویارویی اجتناب می‌کند.

he tends to focus on the details.

او معمولاً بر روی جزئیات تمرکز می‌کند.

people tend to be more productive in the morning.

افراد معمولاً صبح‌ها بهره‌ورتر هستند.

she tends to choose the same type of books.

او معمولاً همان نوع کتاب‌ها را انتخاب می‌کند.

he tends to get nervous before presentations.

او معمولاً قبل از ارائه دچار استرس می‌شود.

dogs tend to be loyal companions.

سگ‌ها معمولاً همراهانی وفادار هستند.

she tends to be very organized.

او معمولاً بسیار منظم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید