curiosities

[ایالات متحده]/kjʊə.riˈɒs.ɪ.tiz/
[بریتانیا]/kjʊr.iˈɑː.sɪ.tiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت کنجکاوی؛ تمایل شدید به دانستن یا یادگیری چیزی؛ شیء غیرمعمول یا جالب؛ افراد عجیب یا جالب؛ عادت پرسشگری یا کنجکاوی

عبارات و ترکیب‌ها

curiosities of life

دیدنی‌های زندگی

natural curiosities

دیدنی‌های طبیعی

curiosities in nature

دیدنی‌ها در طبیعت

world of curiosities

جهان دیدنی‌ها

curiosities and wonders

دیدنی‌ها و شگفتی‌ها

curiosities of science

دیدنی‌های علم

curiosities of history

دیدنی‌های تاریخ

cultural curiosities

دیدنی‌های فرهنگی

curiosities to explore

دیدنی‌هایی برای کشف

curiosities in art

دیدنی‌های هنر

جملات نمونه

children often have many curiosities about the world around them.

کودکان اغلب کنجکاوی‌های زیادی در مورد دنیای اطراف خود دارند.

she satisfied her curiosities by reading various books.

او کنجکاوی‌های خود را با خواندن کتاب‌های مختلف برآورده کرد.

his curiosities led him to explore different cultures.

کنجکاوی‌های او باعث شد فرهنگ‌های مختلف را کشف کند.

curiosities can drive scientific discoveries.

کنجکاوی‌ها می‌توانند کشف‌های علمی را هدایت کنند.

we all have curiosities that shape our interests.

ما همه کنجکاوی‌هایی داریم که علایق ما را شکل می‌دهند.

traveling can awaken new curiosities in people.

سفر می‌تواند کنجکاوی‌های جدیدی را در مردم بیدار کند.

her curiosities about nature inspired her to become a biologist.

کنجکاوی‌های او در مورد طبیعت باعث شد زیست شناس شود.

curiosities about technology are common among young people.

کنجکاوی در مورد فناوری در بین جوانان رایج است.

his curiosities often led to interesting conversations.

کنجکاوی‌های او اغلب منجر به مکالمات جالب می‌شد.

exploring curiosities can enhance our knowledge.

کاوش در کنجکاوی‌ها می‌تواند دانش ما را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید