treasures

[ایالات متحده]/ˈtrɛʒəz/
[بریتانیا]/ˈtrɛʒərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقلام با ارزش، ثروت
v. به شدت ارزش قائل شدن، گرامی داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

hidden treasures

گنج‌های پنهان

national treasures

گنجینه‌های ملی

treasures discovered

گنج‌های کشف‌شده

treasures untold

گنج‌های ناگفته

treasures found

گنج‌های یافت‌شده

cultural treasures

گنجینه‌های فرهنگی

treasures revealed

گنج‌های آشکارشده

treasures lost

گنج‌های گمشده

ancient treasures

گنج‌های باستانی

treasures of wisdom

گنجینه‌های خرد

جملات نمونه

we should treasure our friendships.

ما باید دوستی‌های خود را ارج نه‌یم کنیم.

she found hidden treasures in the attic.

او گنج‌های پنهان را در زیرزمین پیدا کرد.

the museum displays ancient treasures.

موزه آثار باستانی را به نمایش می‌گذارد.

time is one of life's greatest treasures.

زمان یکی از بزرگترین گنجینه‌های زندگی است.

he treasures the memories of his childhood.

او خاطرات دوران کودکی خود را ارج می‌نهد.

they discovered treasures on their journey.

آنها در سفر خود گنج‌هایی کشف کردند.

we must protect our natural treasures.

ما باید از گنجینه‌های طبیعی خود محافظت کنیم.

she has a collection of rare treasures.

او مجموعه‌ای از گنج‌های کمیاب دارد.

he considers knowledge to be his greatest treasure.

او دانش را بزرگترین گنجینه خود می‌داند.

they often speak of the treasures of their culture.

آنها اغلب از گنجینه‌های فرهنگ خود صحبت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید