curled up
پیچ خورده
hair curled
موهای پیچ خورده
fingers curled
انگشتان پیچ خورده
Smoke curled above the fire.
دود از بالای آتش بلند شد.
The snake curled round the branch.
مار دور شاخه پیچید.
curled the ends of the ribbon.
سرปลาย روبان را پیچید.
her hair curled neatly in blonde braids.
موهای او به طور مرتب در بافته های بلوند پیچیده شده بود.
her fingers curled round the microphone.
انگشتان او دور میکروفون پیچید.
she curled up and went to sleep.
او جمع شد و به خواب رفت.
her upper lip curled in disdain.
لب بالایی او با تحقیر پیچید.
She curled up at his joke.
او با شوخی او جمع شد.
She curled her lips in disdain.
او با تحقیر لب هایش را پیچید.
The snake was curled up in the long grass.
مار در علف های بلند پیچیده شده بود.
The wave curled over the surfer.
موج روی موج سوارکار پیچید.
The child curled up in an armchair to read.
کودک برای خواندن در یک صندلی راحت جمع شد.
His lips curled contemptuously.
لبهایش با تحقیر پیچ خورد.
sandwiches curled open to show festering meats.
ساندویچ ها باز شدند تا گوشت های فاسد شده را نشان دهند.
she curled up in a corner to get some rest.
او برای استراحت در گوشه ای جمع شد.
The dying leaves became brown and curled up.
برگ های در حال مرگ قهوه ای شدند و پیچیده شدند.
The boy curled himself up in the big soft armchair with a book.
پسر خودش را در صندلی بزرگ و نرم با یک کتاب جمع کرد.
She lay curled up in the crook of his arm.
او در حالی که در خم بازوی او پیچیده بود، دراز کشید.
They looked loke a gigantic scorpions with stings curled over their backs.
آنها شبیه اسکورپیون های غول پیکر با نیش های پیچ خورده روی پشتشان بودند.
curled up
پیچ خورده
hair curled
موهای پیچ خورده
fingers curled
انگشتان پیچ خورده
Smoke curled above the fire.
دود از بالای آتش بلند شد.
The snake curled round the branch.
مار دور شاخه پیچید.
curled the ends of the ribbon.
سرปลาย روبان را پیچید.
her hair curled neatly in blonde braids.
موهای او به طور مرتب در بافته های بلوند پیچیده شده بود.
her fingers curled round the microphone.
انگشتان او دور میکروفون پیچید.
she curled up and went to sleep.
او جمع شد و به خواب رفت.
her upper lip curled in disdain.
لب بالایی او با تحقیر پیچید.
She curled up at his joke.
او با شوخی او جمع شد.
She curled her lips in disdain.
او با تحقیر لب هایش را پیچید.
The snake was curled up in the long grass.
مار در علف های بلند پیچیده شده بود.
The wave curled over the surfer.
موج روی موج سوارکار پیچید.
The child curled up in an armchair to read.
کودک برای خواندن در یک صندلی راحت جمع شد.
His lips curled contemptuously.
لبهایش با تحقیر پیچ خورد.
sandwiches curled open to show festering meats.
ساندویچ ها باز شدند تا گوشت های فاسد شده را نشان دهند.
she curled up in a corner to get some rest.
او برای استراحت در گوشه ای جمع شد.
The dying leaves became brown and curled up.
برگ های در حال مرگ قهوه ای شدند و پیچیده شدند.
The boy curled himself up in the big soft armchair with a book.
پسر خودش را در صندلی بزرگ و نرم با یک کتاب جمع کرد.
She lay curled up in the crook of his arm.
او در حالی که در خم بازوی او پیچیده بود، دراز کشید.
They looked loke a gigantic scorpions with stings curled over their backs.
آنها شبیه اسکورپیون های غول پیکر با نیش های پیچ خورده روی پشتشان بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید