uncoil

[ایالات متحده]/ʌn'kɒɪl/
[بریتانیا]/ˌʌn'kɔɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. آرامش یافتن; باز کردن گره
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریuncoiling
قسمت سوم فعلuncoiled
جمعuncoils
شکل سوم شخص مفردuncoils
زمان گذشتهuncoiled

جملات نمونه

clouds uncoiled from the south-west.

ابرها از جنوب غربی به تدریج باز شدند.

Structure design and performance characteristics of synchron system and hydraulic accumulator of hydraulic sheet shears used in uncoiling line have been introduced.

طراحی ساختاری و مشخصات عملکرد سیستم هماهنگ و انباشت‌کننده هیدرولیک برش ورق هیدرولیک مورد استفاده در خط بازپوششی معرفی شده است.

Simple slitting line consists of uncoiler, disc slitting knife slitting machine, swelling depiler, takein machine and electromagnetic speed adjustment electric control system.

خط برش‌کاری ساده شامل بازکننده، ماشین برش‌کاری چاقوی دیسکی، دستگاه جداکننده متورم، دستگاه جمع‌آوری و سیستم کنترل الکتریکی تنظیم سرعت الکترومغناطیسی است.

The snake began to uncoil itself from around the branch.

مار شروع به باز شدن از شاخه کرد.

She watched the rope uncoil as it dropped to the ground.

او تماشا کرد که طناب در حال باز شدن است زیرا به زمین افتاد.

The spring uncoiled suddenly, causing the toy to jump forward.

فنر ناگهان باز شد و باعث شد اسباب بازی به جلو بپرد.

He slowly uncoiled the hose to water the garden.

او به آرامی شلنگ را باز کرد تا باغ را آبیاری کند.

The tension in the room seemed to uncoil as soon as she entered.

به محض ورود او، تنش در اتاق به نظر می‌رسید که در حال باز شدن است.

The cat uncoiled itself and stretched out on the windowsill.

گربه خودش را باز کرد و روی طاقچه دراز کشید.

It took a while for the rope to uncoil completely after being tightly wound.

مدتی طول کشید تا طناب پس از پیچیده شدن محکم به طور کامل باز شود.

He watched the fishing line uncoil smoothly as he cast his line into the water.

او تماشا کرد که نخ ماهیگیری به طور روان در حالی که قلاب خود را به داخل آب می‌انداخت، باز می‌شود.

The tension in his muscles began to uncoil as he relaxed in the warm bath.

با آرام شدن او در وان آب گرم، تنش در عضلاتش شروع به باز شدن کرد.

The dancer's movements seemed to uncoil effortlessly as she glided across the stage.

حرکات رقصنده به نظر می‌رسید که به راحتی باز می‌شوند زیرا او روی صحنه می‌رقصید.

نمونه‌های واقعی

The chromosomes uncoil back into chromatin.

کروموزوم‌ها دوباره به کروماتین باز می‌شوند.

منبع: Daily Life Medical Science Popularization

He knew what was happening, he could sense it, could almost see the giant serpent uncoiling itself from Slytherin's mouth.

او می‌دانست چه اتفاقی دارد می‌افتد، می‌توانست حس کند، می‌توانست تقریباً ببیند که مار غول‌آسا از دهان اسلیترین باز می‌شود.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

It then coils and uncoils, trying to drill the seed further into the soil.

سپس شروع به پیچیدن و باز شدن می‌کند و سعی می‌کند دانه را بیشتر در خاک فرو ببرد.

منبع: Curious Engineering Encyclopedia

" Jaime" . He uncoiled, flinging the sand at the bear's face. The bear mauled the air and roared like blazes.

«خوآن ایته» . او خود را باز کرد و شن را به سمت صورت خرس پرتاب کرد. خرس هوا را زجر داد و مثل آتش شعله‌ور بود.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

He coiled and uncoiled himself, to be sure that every bit of his long body was working.

او خودش را پیچید و باز کرد تا مطمئن شود که هر قسمتی از بدنش طولانی در حال کار است.

منبع: The Jungle Book

He uncoiled his grass rope-it was the latest addition to his armament, yet he was proficient with it.

او طناب چمن خود را باز کرد - این آخرین افزودنی به تجهیزات او بود، با این حال او در استفاده از آن ماهر بود.

منبع: Son of Mount Tai (Part 2)

'When you scoop water with your paw you uncoil it with a Hedgehog, ' said Stickly-Prickly.

'وقتی با پنجه خود آب بردارید، آن را با یک خربزه باز کنید،' گفت استیکلی-پریکلی.

منبع: The story of how it came to be.

As she spoke that weak thing within her seemed to uncoil, to grow suddenly tremendously strong; she longed to go!

همانطور که صحبت می‌کرد، آن چیز ضعیف درونش به نظر می‌رسید که باز می‌شود، ناگهان به طرز فوق‌العاده‌ای قوی می‌شود؛ او می‌خواست برود!

منبع: Garden Party (Part 1)

Harry felt it shudder—he knew what was happening, he could sense it, could almost see the giant serpent uncoiling itself from Slytherin's mouth.

هری احساس کرد که می‌لرزد - او می‌دانست چه اتفاقی دارد می‌افتد، می‌توانست حس کند، می‌توانست تقریباً ببیند که مار غول‌آسا از دهان اسلیترین باز می‌شود.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

Then the Bi-Coloured-Python-Rock-Snake uncoiled himself very quickly from the rock, and spanked the Elephant's Child with his scalesome, flailsome tail.

سپس مارمولک-سنگ-پایتون دو رنگ به سرعت از سنگ باز شد و با دم فلس‌دار و شلاق‌مانند خود، کودک فیل را تنبیه کرد.

منبع: The story of how it came to be.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید