curtail

[ایالات متحده]/kɜːˈteɪl/
[بریتانیا]/kɜːrˈteɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کوتاه کردن، کاهش در وسعت یا مقدار.
Word Forms
زمان گذشتهcurtailed
شکل سوم شخص مفردcurtails
قسمت سوم فعلcurtailed
صفت یا فعل حال استمراریcurtailing

عبارات و ترکیب‌ها

curtail expenses

کاهش هزینه‌ها

curtail freedom

محدود کردن آزادی

curtail activities

محدود کردن فعالیت‌ها

curtail production

کاهش تولید

curtail rights

محدود کردن حقوق

جملات نمونه

to curtail public spending

کاهش هزینه‌های عمومی

is a curtailed word.Phone

یک کلمه کوتاه شده.تلفن

I that am curtailed of this fair proportion.

من که از این سهم عادلانه محروم شده ام.

The company had to curtail its spending due to financial constraints.

به دلیل محدودیت‌های مالی، شرکت مجبور شد هزینه‌های خود را کاهش دهد.

The government decided to curtail the use of plastic bags to reduce environmental pollution.

دولت تصمیم گرفت استفاده از کیسه‌های پلاستیکی را برای کاهش آلودگی محیط زیست محدود کند.

The school had to curtail extracurricular activities in order to focus on academic performance.

مدارس مجبور شدند فعالیت‌های فوق برنامه را برای تمرکز بر عملکرد تحصیلی محدود کنند.

The new regulations aim to curtail illegal fishing in the protected marine areas.

قوانین جدید با هدف محدود کردن ماهیگیری غیرقانونی در مناطق دریایی محافظت شده است.

The airline had to curtail its flight schedule due to the pandemic.

به دلیل همه‌گیری، شرکت هواپیمایی مجبور شد برنامه پروازی خود را محدود کند.

The city implemented measures to curtail water wastage during the drought.

شهر برای جلوگیری از هدر رفتن آب در طول خشکسالی اقداماتی را انجام داد.

The professor had to curtail his lecture due to time constraints.

به دلیل محدودیت زمانی، استاد مجبور شد سخنرانی خود را کوتاه کند.

The team decided to curtail their celebration until after the final match.

تیم تصمیم گرفت جشن خود را تا بعد از بازی نهایی محدود کند.

The government plans to curtail the spread of misinformation through educational campaigns.

دولت قصد دارد گسترش اطلاعات نادرست را از طریق کمپین‌های آموزشی محدود کند.

It is important to curtail unnecessary expenses in order to save money for emergencies.

برای پس‌انداز پول برای شرایط اضطراری، کاهش هزینه‌های غیرضروری مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید