curtailing

[ایالات متحده]/kəˈteɪlɪŋ/
[بریتانیا]/kərˈteɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاهش دادن یا محدود کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

curtailing expenses

کاهش هزینه‌ها

curtailing spending

کاهش هزینه‌ها

curtailing rights

محدود کردن حقوق

curtailing freedom

محدود کردن آزادی

curtailing growth

محدود کردن رشد

curtailing activities

محدود کردن فعالیت‌ها

curtailing emissions

کاهش انتشار

curtailing risks

کاهش خطرات

curtailing access

محدود کردن دسترسی

curtailing services

کاهش خدمات

جملات نمونه

they are curtailing expenses to improve profitability.

آنها در حال کاهش هزینه‌ها برای بهبود سودآوری هستند.

the government is curtailing funding for the project.

دولت در حال کاهش بودجه برای پروژه است.

curtailed working hours can lead to better work-life balance.

کاهش ساعات کاری می‌تواند منجر به تعادل بهتر بین کار و زندگی شود.

she is curtailing her social activities to focus on her studies.

او فعالیت‌های اجتماعی خود را کاهش می‌دهد تا روی تحصیلات خود تمرکز کند.

curtailed travel plans due to the pandemic have affected many businesses.

برنامه‌های سفر محدود شده به دلیل همه‌گیری بر بسیاری از مشاغل تأثیر گذاشته است.

they are curtailing their marketing budget this quarter.

آنها بودجه بازاریابی خود را در این فصل کاهش می‌دهند.

curtailed access to resources can hinder project success.

دسترسی محدود به منابع می‌تواند مانع از موفقیت پروژه شود.

he is curtailing his time spent on social media.

او زمان خود را در شبکه‌های اجتماعی کاهش می‌دهد.

curtailed operations during the winter months are common in this industry.

کاهش فعالیت‌ها در طول ماه‌های زمستان در این صنعت رایج است.

the school is curtailing extracurricular activities this semester.

مدرسه فعالیت‌های فوق برنامه را در این ترم کاهش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید