curtailed

[ایالات متحده]/[ˈkɜːteld]/
[بریتانیا]/[ˈkɜːrteld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاهش دادن در وسعت یا مقدار؛ کوتاه کردن؛ محدود یا مقید کردن.
adj. کاهش یافته در وسعت یا مقدار؛ کوتاه شده.

عبارات و ترکیب‌ها

curtailing spending

کاهش هزینه‌ها

curtail development

کاهش توسعه

curtail hours

کاهش ساعات

severely curtailed

به شدت کاهش یافته

curtail activities

کاهش فعالیت‌ها

curtailing progress

کاهش پیشرفت

being curtailed

در حال کاهش

further curtailed

بیشتر کاهش یافته

curtail access

کاهش دسترسی

curtail time

کاهش زمان

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید