curtly

[ایالات متحده]/'kə:tli/
[بریتانیا]/ˈkə..tlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور ناگهانی; به طرز بی‌ادبانه

عبارات و ترکیب‌ها

speak curtly

سخنان با لحن تند

respond curtly

با لحن تند پاسخ دهید

tone curtly

با لحن تند

جملات نمونه

The request was curtly refused.

درخواست به شدت رد شد.

He nodded curtly and walked away.

او با حالتی خشک سر تکان داد و دور شد.

He spoke curtly to his subordinates.

او با لحنی خشک با زیردستان خود صحبت کرد.

The customer was dealt with curtly by the salesperson.

مشتری به شکلی خشک توسط فروشنده مورد توجه قرار گرفت.

The boss dismissed the idea curtly.

رئیس ایده را به شکلی خشک رد کرد.

She nodded curtly and left the room.

او با حالتی خشک سر تکان داد و اتاق را ترک کرد.

He responded curtly to the reporter's questions.

او به سوالات خبرنگار به شکلی خشک پاسخ داد.

The teacher curtly told the students to be quiet.

معلم به شکلی خشک به دانش آموزان گفت که ساکت باشند.

The manager spoke curtly when discussing the budget.

مدیر در مورد بودجه به شکلی خشک صحبت کرد.

She dismissed the suggestion curtly.

او پیشنهاد را به شکلی خشک رد کرد.

He greeted her curtly and walked away.

او با حالتی خشک با او خوش و بش کرد و دور شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید