bluntly

[ایالات متحده]/'blʌntli/
[بریتانیا]/ˈbl ʌntlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. صریحاً، به طور مستقیم، بدون تردید یا ظرافت

جملات نمونه

He always speaks bluntly, without sugarcoating his words.

او همیشه رک و راست صحبت می‌کند، بدون اینکه سعی کند حرف‌هایش را شیرین کند.

She bluntly told him that she was not interested in a relationship.

او به طور رک و راست به او گفت که علاقه‌ای به رابطه ندارد.

The manager bluntly rejected the proposal without any explanation.

مدیر پیشنهاد را بدون هیچ توضیحی به طور رک و راست رد کرد.

I have to bluntly say that your performance was below expectations.

من باید رک و راست بگویم که عملکرد شما زیر انتظارات بود.

Bluntly put, we need to improve our communication skills.

به طور خلاصه، ما باید مهارت‌های ارتباطی خود را بهبود بخشیم.

She bluntly refused to attend the party, citing a prior commitment.

او به طور رک و راست از رفتن به مهمانی امتناع کرد و به دلیل تعهدی قبلی دلیل آن را ذکر کرد.

The CEO bluntly criticized the team for their lack of innovation.

مدیر عامل به طور رک و راست تیم را به دلیل نداشتن نوآوری مورد انتقاد قرار داد.

He bluntly stated that he would not tolerate any more delays.

او به طور رک و راست اعلام کرد که دیگر تاخیر بیشتری را تحمل نخواهد کرد.

The professor bluntly pointed out the flaws in the student's research paper.

پروفسور به طور رک و راست نقص‌های مقاله تحقیقاتی دانشجو را نشان داد.

The customer bluntly complained about the poor service she received.

مشتری به طور رک و راست در مورد خدمات ضعیفی که دریافت کرده بود شکایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید