curvings

[ایالات متحده]/[ˈkɜːvɪŋz]/
[بریتانیا]/[ˈkɝːvɪŋz]/

ترجمه

n. عمل یا فرایند خم شدن؛ یک منحنی؛ ویژگی زیبایی که از خطوط یا اشکال منحنی تشکیل شده است؛ منحنی‌های روی یک جاده یا مسیر.

جملات نمونه

the artist admired the intricate carvings on the antique furniture.

هنرمند به تزئینات پیچیده چوبی مبلمان باستانی تحسین کرد.

the park featured beautiful stone carvings depicting local wildlife.

پارک تزئینات سنگی زیبایی داشت که حیات وحشی منطقه را نشان می داد.

the woodworker specialized in delicate wood carvings of flowers and birds.

چوبکار در تزئینات چوبی ظریف گیاهان و پرندگان تخصص دارد.

the museum displayed a collection of ancient egyptian carvings.

موزه مجموعه ای از تزئینات مصر باستان نمایش داد.

the sculptor used power tools to create sweeping carvings in the marble.

مصنوع از ابزارهای الکتریکی برای ایجاد تزئینات گسترده در ماربل استفاده کرد.

the building's facade was adorned with elaborate stone carvings.

پیشانی ساختمان با تزئینات سنگی پیچیده زیبایی داشت.

he studied the detailed carvings on the cathedral doors.

او تزئینات جزئیات‌پر در درب کatedral را مطالعه کرد.

the craftsman's skill was evident in the graceful carvings of the figure.

مهارت کارگر در تزئینات ظریف شخصیت آشکار بود.

the gallery showcased a variety of styles in wood carvings.

گالری گونه‌های مختلفی از تزئینات چوبی نمایش داد.

the fountain was surrounded by ornate carvings of mythical creatures.

فواره توسط تزئینات زیبای موجودات افسانه ای احاطه شده بود.

the team meticulously restored the historical carvings on the monument.

تیم با دقت تزئینات تاریخی بر روی آثار باستانی را بازسازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید