cushions

[ایالات متحده]/ˈkʊʃənz/
[بریتانیا]/ˈkʊʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پدهایی که دو سطح را ایزوله می‌کنند؛ بالش‌ها یا پدهای نرم؛ چیزهایی که محافظت یا نرمش را فراهم می‌کنند؛ لایه الاستیک در کناره‌های میز بیلیارد؛ آب‌نبات‌های نرم؛ بالش‌ها یا پدها برای حمایت؛ پدینگ یا نرمش
v. فراهم کردن با یک بالش؛ اضافه کردن پدینگ

عبارات و ترکیب‌ها

soft cushions

بالش‌های نرم

decorative cushions

بالش‌های تزئینی

outdoor cushions

بالش‌های فضای باز

throw cushions

بالش‌های انداختنی

plush cushions

بالش‌های پشمی

firm cushions

بالش‌های محکم

seat cushions

بالش‌های نشیمن

cushions set

ست بالش

cushions cover

روکش بالش

cushions collection

مجموعه بالش

جملات نمونه

cushions add comfort to any seating arrangement.

بالشتک‌ها راحتی را به هر چیدمان نشیمن اضافه می‌کنند.

she bought new cushions for the living room sofa.

او بالشتک‌های جدیدی برای مبل اتاق نشیمن خرید.

the bright cushions brighten up the entire room.

بالشتک‌های روشن، کل اتاق را روشن می‌کنند.

he likes to rearrange the cushions on the couch.

او دوست دارد بالشتک‌ها را روی مبل دوباره مرتب کند.

cushions can be used as decorative pieces.

می‌توان از بالشتک‌ها به عنوان قطعات تزئینی استفاده کرد.

she fluffed the cushions before the guests arrived.

او قبل از ورود مهمانان بالشتک‌ها را پف کرد.

these cushions are made of eco-friendly materials.

این بالشتک‌ها از مواد سازگار با محیط زیست ساخته شده‌اند.

he prefers firm cushions for better back support.

او ترجیح می‌دهد از بالشتک‌های محکم برای پشتیبانی بهتر از کمر استفاده کند.

they arranged the cushions in a cozy corner.

آنها بالشتک‌ها را در یک گوشه دنج مرتب کردند.

she loves to mix and match different patterned cushions.

او عاشق ترکیب و تطبیق بالشتک‌های با طرح‌های مختلف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید