seat

[ایالات متحده]/siːt/
[بریتانیا]/sit/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکانی برای نشستن، محل یک صندلی، موقعیت مرکزی، یک موقعیت
vt. به نشاندن کسی یا اتخاذ موقعیتی که می‌تواند چندین صندلی را در خود جای دهد
Word Forms
قسمت سوم فعلseated
شکل سوم شخص مفردseats
جمعseats
زمان گذشتهseated
صفت یا فعل حال استمراریseating

عبارات و ترکیب‌ها

reserve a seat

رزرو صندلی

window seat

صندلی کنار پنجره

aisle seat

صندلی کنار راهرو

uncomfortable seat

صندلی ناراحت کننده

front row seat

صندلی ردیف جلو

back seat

صندلی عقب

seat belt

کمربند

valve seat

صندلی شیر

car seat

صندلی ماشین

county seat

مرکز شهرستان

take a seat

نشستن

have a seat

بنشینید

toilet seat

صندلی توالت

seat ring

حلقه صندلی

seat cushion

بالشتک نشیمن

front seat

صندلی جلو

driver's seat

صندلی راننده

seat cover

روکش صندلی

hot seat

صندلی داغ

rear seat

صندلی عقب

seat back

پشتی صندلی

جملات نمونه

the seat of government.

مرکز حکومت

a seat in first class.

یک صندلی در درجه یک.

have a seat on the commission

یک صندلی در کمیسیون داشته باشید

The heart is the seat of the emotions.

قلب، مرکز احساسات است.

Seat the telescope on the tripod.

تلسکوپ را روی پایه سه‌پايه قرار دهید.

he gave the seat a brush.

او به صندلی رنگ زد.

the stadium's seating capacity.

ظرفیت صندلی استادیوم.

look at the seating plan.

به طرح صندلی نگاه کنید.

all the seats recline.

همه صندلی ها قابل تنظیم هستند.

a seat of rigid orange plastic.

یک صندلی از پلاستیک نارنجی سفت.

exchange seats with sb.

صندلی با کسی عوض کردن

the seating space of an auditorium

فضای صندلی یک تالار.

trade seats with sb.

صندلی با کسی عوض کنید.

Take a seat, if you please.

لطفاً بنشینید.

There is a heptagon seat beneath the pagoda.

زیر معبد یک صندلی هفت ضلعی وجود دارد.

got seats for the concert.

صندلی برای کنسرت گرفتیم.

نمونه‌های واقعی

But you do need to reserve a seat.

اما شما باید صندلی را رزرو کنید.

منبع: Cambridge IELTS Listening Practice Tests 7

A stout passenger took up two seats on the bus.

یک مسافر چاق دو صندلی را در اتوبوس اشغال کرد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

12. Can I have an aisle seat please?

12. آیا می توانم یک صندلی کنار راهرو داشته باشم؟

منبع: Ultimate 365 Days Travel English Speaking Guide

There are some seats in the rear mezzanine.

برخی صندلی ها در طبقه دوم عقب وجود دارد.

منبع: Crazy English Situational Conversation Real Skills

Why don't we all take a seat?

چرا همه ما صندلی نمی گیریم؟

منبع: Friends Season 6

Rare is its lowliest seat, rare is its meanest of lives.

نادر است پست ترین صندلی آن، نادر است پست ترین زندگی آن.

منبع: Selected Poems of Tagore

Many of the early cars had 2 seats.

بسیاری از خودروهای اولیه دارای 2 صندلی بودند.

منبع: CET-4 Listening Comprehension - Short Passage Understanding

You should give me your seat, Neil.

شما باید صندلی خود را به من بدهید، نیل.

منبع: 6 Minute English

Hello, I'm Hermione Granger. Is that seat taken?

سلام، من هرمیون گرنجر هستم. آیا آن صندلی اشغال شده است؟

منبع: Exciting moments of Harry Potter

Brett, come on in, have a seat.

برت، بیا داخل، یک صندلی بگیر.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید