pads

[ایالات متحده]/[pædz]/
[بریتانیا]/[pædz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوششی محافظ برای یک سطح؛ یک گره کاغذ برای نوشتن روی آن؛ یک پشتیبان یا حمایت برای راحتی
v. پر کردن پوسته؛ سختی چیزی را کم کردن یا راحتی آن را افزایش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

shoulder pads

پد شانه

note pads

پد نوشتار

pads feet

پد پا

knee pads

پد ران

pads out

پد خارج

wearing pads

پوشاندن پد

pads on

پد روی

mouse pads

پد ماوس

pads up

پد بالا

elbow pads

پد زانو

جملات نمونه

she bought new drawing pads for her art class.

او برای کلاس هنر خود پادهای رسم جدیدی خرید.

he used shoulder pads to broaden his silhouette.

او از پادهای شانه برای گسترش سایه بدن خود استفاده کرد.

the tablet came with a protective screen pad.

تبلت با یک پاد صفحه نمایش حفاظتی همراه بود.

we need to rest our elbows on the armrests and pads.

ما باید آرنج‌هایمان را روی دست‌های پشتی و پادها بگذاریم.

the athlete wore knee pads for protection during the game.

ورزشکار در طول بازی از پادهای زانو برای حفاظت استفاده کرد.

he wiped the spill with paper pads.

او نشت را با پادهای کاغذی پاک کرد.

the baby slept soundly on the soft pads.

بچه روی پادهای نرم به خوبی خوابید.

the dancer practiced on dance pads to improve her routine.

نوازندگی روی پادهای رقص برای بهبود برنامه خود تمرین کرد.

they installed new brake pads on the car.

آنها پادهای ترمز جدیدی را روی ماشین نصب کردند.

he used cleaning pads to polish the furniture.

او از پادهای تمیز کننده برای پولیش کردن مبلمان استفاده کرد.

the mouse pad kept the mouse moving smoothly.

پاد ماوس باعث می‌شود ماوس به صورت یکنواخت حرکت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید