customer-led

[ایالات متحده]/[ˈkʌstəmə ˈled]/
[بریتانیا]/[ˈkʌstəmər ˈled]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به‌طوری که توسط نیازها و ترجیحات مشتریان محرک یا مسلط است؛ مربوط به یک استراتژی کسب‌وکار که ورود و بازخورد مشتریان را اولویت می‌دهد.
n. رویکرد کسب‌وکاری که حول نیازها و ترجیحات مشتریان متمرکز است.

عبارات و ترکیب‌ها

customer-led design

طراحی مبتنی بر مشتری

customer-led approach

رویکرد مبتنی بر مشتری

being customer-led

بودن مبتنی بر مشتری

customer-led innovation

نوآوری مبتنی بر مشتری

customer-led strategy

استراتژی مبتنی بر مشتری

was customer-led

بود مبتنی بر مشتری

customer-led solutions

راه حل های مبتنی بر مشتری

highly customer-led

بسیار مبتنی بر مشتری

be customer-led

باشید مبتنی بر مشتری

customer-led focus

تمرکز مبتنی بر مشتری

جملات نمونه

our product development is entirely customer-led, ensuring we meet their evolving needs.

توسعه محصول ما به طور کامل توسط مشتریان رهبری می‌شود، تا مطمئن شویم که نیازهای در حال تغییر آن‌ها را برآورده می‌کنیم.

the company's strategy is now firmly customer-led, prioritizing user experience above all else.

استراتژی شرکت اکنون به طور قطع توسط مشتریان رهبری می‌شود، تجربه کاربر را در بالاترین اولویت قرار می‌دهد.

we adopted a customer-led approach to innovation, actively seeking feedback from our users.

ما رویکردی به نام رهبری توسط مشتریان را در نوآوری پذیرفته‌ایم، فعالانه بازخوردی از کاربران خود جمع‌آوری می‌کنیم.

the marketing campaign was customer-led, focusing on addressing their pain points directly.

کمپین بازاریابی توسط مشتریان رهبری شد، با تمرکز بر حل به طور مستقیم نقاط درد آن‌ها.

a customer-led design process resulted in a more intuitive and user-friendly interface.

فرآیند طراحی توسط مشتریان رهبری شد، که منجر به یک رابط کاربری کارا و کاربرپسندتر شد.

the team embraced a customer-led culture, empowering employees to prioritize customer satisfaction.

تیم فرهنگی رهبری توسط مشتریان را پذیرفته، کارکنان را تشویق کرد تا رضایت مشتری را در اولویت قرار دهند.

we believe a customer-led business model is crucial for long-term success in this market.

ما باور داریم که مدل کسب و کار رهبری توسط مشتریان برای موفقیت بلندمدت در این بازار حیاتی است.

the new features were developed through a customer-led research and development process.

ویژگی‌های جدید از طریق یک فرآیند تحقیق و توسعه رهبری توسط مشتریان توسعه یافتند.

our customer-led sales strategy focuses on building relationships and providing personalized service.

استراتژی فروش ما که توسط مشتریان رهبری می‌شود، بر ایجاد روابط و ارائه خدمات شخصی‌سازی شده تمرکز دارد.

the company's future growth will be driven by a consistently customer-led approach.

رشد آینده شرکت توسط رویکردی که به طور مداوم توسط مشتریان رهبری می‌شود، محرک خواهد شد.

we are transitioning to a more customer-led organization, empowering frontline teams.

ما در حال تغییر به یک سازمان بیشتر رهبری توسط مشتریان هستیم، تیم‌های خط مقدم را توانمند می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید