top-down approach
رویکرد از بالا به پایین
top-down design
طراحی از بالا به پایین
top-down view
دیدگاه از بالا به پایین
top-down management
مدیریت از بالا به پایین
top-down strategy
استراتژی از بالا به پایین
top-down filtering
فیلتر کردن از بالا به پایین
top-down analysis
تجزیه و تحلیل از بالا به پایین
top-down control
کنترل از بالا به پایین
top-down structure
ساختار از بالا به پایین
top-down process
فرآیند از بالا به پایین
we conducted a top-down analysis of the market trends.
ما یک تحلیل از بالا به پایین از روند بازار انجام دادیم.
the company adopted a top-down approach to organizational change.
شرکت یک رویکرد از بالا به پایین برای تغییر سازمانی اتخاذ کرد.
the project required a top-down design process.
این پروژه نیاز به یک فرآیند طراحی از بالا به پایین داشت.
the government implemented a top-down regulatory framework.
دولت یک چارچوب نظارتی از بالا به پایین اجرا کرد.
a top-down communication strategy is essential for alignment.
یک استراتژی ارتباطی از بالا به پایین برای همسوسازی ضروری است.
the team used a top-down problem-solving technique.
تیم از یک تکنیک حل مسئله از بالا به پایین استفاده کرد.
we prefer a top-down risk assessment methodology.
ما یک روش ارزیابی ریسک از بالا به پایین را ترجیح می دهیم.
the new system uses a top-down data architecture.
سیستم جدید از یک معماری داده از بالا به پایین استفاده می کند.
the manager initiated a top-down review of the operations.
مدیر یک بررسی از بالا به پایین از عملیات آغاز کرد.
a top-down perspective can reveal systemic issues.
یک دیدگاه از بالا به پایین می تواند مشکلات سیستمی را آشکار کند.
the strategic plan was developed using a top-down approach.
برنامه استراتژیک با استفاده از یک رویکرد از بالا به پایین تهیه شد.
top-down approach
رویکرد از بالا به پایین
top-down design
طراحی از بالا به پایین
top-down view
دیدگاه از بالا به پایین
top-down management
مدیریت از بالا به پایین
top-down strategy
استراتژی از بالا به پایین
top-down filtering
فیلتر کردن از بالا به پایین
top-down analysis
تجزیه و تحلیل از بالا به پایین
top-down control
کنترل از بالا به پایین
top-down structure
ساختار از بالا به پایین
top-down process
فرآیند از بالا به پایین
we conducted a top-down analysis of the market trends.
ما یک تحلیل از بالا به پایین از روند بازار انجام دادیم.
the company adopted a top-down approach to organizational change.
شرکت یک رویکرد از بالا به پایین برای تغییر سازمانی اتخاذ کرد.
the project required a top-down design process.
این پروژه نیاز به یک فرآیند طراحی از بالا به پایین داشت.
the government implemented a top-down regulatory framework.
دولت یک چارچوب نظارتی از بالا به پایین اجرا کرد.
a top-down communication strategy is essential for alignment.
یک استراتژی ارتباطی از بالا به پایین برای همسوسازی ضروری است.
the team used a top-down problem-solving technique.
تیم از یک تکنیک حل مسئله از بالا به پایین استفاده کرد.
we prefer a top-down risk assessment methodology.
ما یک روش ارزیابی ریسک از بالا به پایین را ترجیح می دهیم.
the new system uses a top-down data architecture.
سیستم جدید از یک معماری داده از بالا به پایین استفاده می کند.
the manager initiated a top-down review of the operations.
مدیر یک بررسی از بالا به پایین از عملیات آغاز کرد.
a top-down perspective can reveal systemic issues.
یک دیدگاه از بالا به پایین می تواند مشکلات سیستمی را آشکار کند.
the strategic plan was developed using a top-down approach.
برنامه استراتژیک با استفاده از یک رویکرد از بالا به پایین تهیه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید