cutesy design
طراحی بامزه
cutesy style
سبک بامزه
cutesy characters
شخصیتهای بامزه
cutesy decor
دکور بامزه
cutesy items
وسایل بامزه
cutesy illustrations
تصاویر بامزه
cutesy phrases
عبارات بامزه
cutesy animals
حیوانات بامزه
cutesy outfits
لباسهای بامزه
cutesy gifts
هدیههای بامزه
the cutesy decorations made the party feel more festive.
دکوراسیونهای دوستداشتنی باعث شدند مهمانی حس و حال بیشتری داشته باشد.
she wore a cutesy dress that everyone admired.
او لباسی با طرح دوستداشتنی پوشیده بود که همه آن را تحسین کردند.
the cutesy cartoon characters appealed to young children.
شخصیتهای کارتونی دوستداشتنی برای کودکان خردسال جذاب بودند.
his cutesy mannerisms made him very endearing.
رفتارهای دوستداشتنی او او را بسیار دوستداشتنی میکرد.
they decorated the nursery in a cutesy theme.
آنها اتاق کودک را با تم دوستداشتنی تزئین کردند.
the cutesy puppy was a hit at the pet store.
سگ توله دوستداشتنی در مغازه حیوانات خانگی بسیار محبوب بود.
she has a cutesy way of speaking that makes people smile.
او روش صحبت کردن دوستداشتنیای دارد که باعث لبخند زدن مردم میشود.
the cutesy greeting cards were perfect for the occasion.
کارتهای تبریک دوستداشتنی برای این مناسبت عالی بودند.
his cutesy jokes always lighten the mood.
شوخیهای دوستداشتنی او همیشه باعث شادابی فضا میشوند.
the cutesy theme of the wedding was delightful.
تم دوستداشتنی عروسی بسیار دلپذیر بود.
cutesy design
طراحی بامزه
cutesy style
سبک بامزه
cutesy characters
شخصیتهای بامزه
cutesy decor
دکور بامزه
cutesy items
وسایل بامزه
cutesy illustrations
تصاویر بامزه
cutesy phrases
عبارات بامزه
cutesy animals
حیوانات بامزه
cutesy outfits
لباسهای بامزه
cutesy gifts
هدیههای بامزه
the cutesy decorations made the party feel more festive.
دکوراسیونهای دوستداشتنی باعث شدند مهمانی حس و حال بیشتری داشته باشد.
she wore a cutesy dress that everyone admired.
او لباسی با طرح دوستداشتنی پوشیده بود که همه آن را تحسین کردند.
the cutesy cartoon characters appealed to young children.
شخصیتهای کارتونی دوستداشتنی برای کودکان خردسال جذاب بودند.
his cutesy mannerisms made him very endearing.
رفتارهای دوستداشتنی او او را بسیار دوستداشتنی میکرد.
they decorated the nursery in a cutesy theme.
آنها اتاق کودک را با تم دوستداشتنی تزئین کردند.
the cutesy puppy was a hit at the pet store.
سگ توله دوستداشتنی در مغازه حیوانات خانگی بسیار محبوب بود.
she has a cutesy way of speaking that makes people smile.
او روش صحبت کردن دوستداشتنیای دارد که باعث لبخند زدن مردم میشود.
the cutesy greeting cards were perfect for the occasion.
کارتهای تبریک دوستداشتنی برای این مناسبت عالی بودند.
his cutesy jokes always lighten the mood.
شوخیهای دوستداشتنی او همیشه باعث شادابی فضا میشوند.
the cutesy theme of the wedding was delightful.
تم دوستداشتنی عروسی بسیار دلپذیر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید