little cutie
بچه ی دوست داشتنی
cute cutie
بسیار دوست داشتنی
my cutie
بچه ی من
sweet cutie
بچه ی شیرین
baby cutie
بچه ی کوچولو
happy cutie
بچه ی خوشحال
little cuties
بچه های دوست داشتنی
cutie pie
بچه ی دوست داشتنی
silly cutie
بچه ی احمق
tiny cutie
بچه ی خیلی کوچیک
she is such a cutie.
او خیلی بامزه است.
look at that cutie over there!
به اون بامزه آنجا نگاه کن!
he called her a little cutie.
او او را بامزه خطاب کرد.
that puppy is a real cutie.
آن توله سگ واقعاً بامزه است.
everyone thinks she's a cutie.
همه فکر میکنند او بامزه است.
what a cutie pie!
چه بامزه کوچولو!
he has a cutie smile.
او لبخند بامزهای دارد.
my little brother is such a cutie.
برادر کوچکم خیلی بامزه است.
she dressed up like a cutie for halloween.
او برای هالووین مثل یک بامزه لباس پوشید.
that baby is an absolute cutie!
آن نوزاد واقعاً بامزه است!
little cutie
بچه ی دوست داشتنی
cute cutie
بسیار دوست داشتنی
my cutie
بچه ی من
sweet cutie
بچه ی شیرین
baby cutie
بچه ی کوچولو
happy cutie
بچه ی خوشحال
little cuties
بچه های دوست داشتنی
cutie pie
بچه ی دوست داشتنی
silly cutie
بچه ی احمق
tiny cutie
بچه ی خیلی کوچیک
she is such a cutie.
او خیلی بامزه است.
look at that cutie over there!
به اون بامزه آنجا نگاه کن!
he called her a little cutie.
او او را بامزه خطاب کرد.
that puppy is a real cutie.
آن توله سگ واقعاً بامزه است.
everyone thinks she's a cutie.
همه فکر میکنند او بامزه است.
what a cutie pie!
چه بامزه کوچولو!
he has a cutie smile.
او لبخند بامزهای دارد.
my little brother is such a cutie.
برادر کوچکم خیلی بامزه است.
she dressed up like a cutie for halloween.
او برای هالووین مثل یک بامزه لباس پوشید.
that baby is an absolute cutie!
آن نوزاد واقعاً بامزه است!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید