avoid klutzes
از کلوتها فاصله بگیرید
known klutzes
کلوتهای معروف
klutzes beware
کلوتها دقت کنید
calling klutzes
تماس با کلوتها
like klutzes
مثل کلوتها
those klutzes
این کلوتها
dealing with klutzes
تعامل با کلوتها
protecting klutzes
حفاظت از کلوتها
warning klutzes
هشدار کلوتها
help klutzes
کمک به کلوتها
we hired a team of experienced movers to avoid any damage caused by klutzes.
ما یک تیم متخصص راننده را استخدام کردیم تا از هرگونه آسیبی ناشی از افراد غلط جلوگیری کنیم.
the event organizers anticipated potential mishaps and hired extra staff to assist klutzes.
سازمانگران رویداد احتمال وقوع خطاها را پیش بینی کردند و کارکنان اضافی استخدام کردند تا به افراد غلط کمک کنند.
he's a notorious klutz, so we keep fragile items far away from him.
او یک فرد غلط مشهور است، بنابراین ما اشیاء شکننده را دور از او قرار می دهیم.
despite being a klutz, she always manages to laugh at her own clumsiness.
با وجود اینکه او یک فرد غلط است، او همیشه می تواند به خودش گریه کند.
the museum warned visitors to be careful, especially those prone to being klutzes.
موزه بازدیدکنندگان را هشدار داد که دقت کنند، به ویژه افرادی که تمایل به غلط بودن دارند.
my brother is a complete klutz when it comes to assembling furniture.
برادر من در زمان ترکیب مبلمان یک فرد غلط کامل است.
she tripped over the rug, proving she's a bit of a klutz sometimes.
او روی پرده پای درآورد، این نشان می دهد که گاهی اوقات او یک فرد غلط است.
we tried to teach him, but he's just a hopeless klutz with technology.
ما سعی کردیم او را آموزش دهیم، اما او فقط یک فرد غلط ناامید کننده در زمینه فناوری است.
the dance instructor patiently worked with the klutzes in the class.
مربی رقص با افراد غلط در کلاس به صبر و تحمل کار کرد.
he's such a klutz that he spilled coffee on his own shirt.
او چنین فرد غلطی است که کافی را روی پoloی خود ریخت.
even after years of practice, he remains a lovable klutz on the ice rink.
حتی پس از سال ها تمرین، او هنوز هم یک فرد غلط قابل دوست داشتن روی یخ است.
avoid klutzes
از کلوتها فاصله بگیرید
known klutzes
کلوتهای معروف
klutzes beware
کلوتها دقت کنید
calling klutzes
تماس با کلوتها
like klutzes
مثل کلوتها
those klutzes
این کلوتها
dealing with klutzes
تعامل با کلوتها
protecting klutzes
حفاظت از کلوتها
warning klutzes
هشدار کلوتها
help klutzes
کمک به کلوتها
we hired a team of experienced movers to avoid any damage caused by klutzes.
ما یک تیم متخصص راننده را استخدام کردیم تا از هرگونه آسیبی ناشی از افراد غلط جلوگیری کنیم.
the event organizers anticipated potential mishaps and hired extra staff to assist klutzes.
سازمانگران رویداد احتمال وقوع خطاها را پیش بینی کردند و کارکنان اضافی استخدام کردند تا به افراد غلط کمک کنند.
he's a notorious klutz, so we keep fragile items far away from him.
او یک فرد غلط مشهور است، بنابراین ما اشیاء شکننده را دور از او قرار می دهیم.
despite being a klutz, she always manages to laugh at her own clumsiness.
با وجود اینکه او یک فرد غلط است، او همیشه می تواند به خودش گریه کند.
the museum warned visitors to be careful, especially those prone to being klutzes.
موزه بازدیدکنندگان را هشدار داد که دقت کنند، به ویژه افرادی که تمایل به غلط بودن دارند.
my brother is a complete klutz when it comes to assembling furniture.
برادر من در زمان ترکیب مبلمان یک فرد غلط کامل است.
she tripped over the rug, proving she's a bit of a klutz sometimes.
او روی پرده پای درآورد، این نشان می دهد که گاهی اوقات او یک فرد غلط است.
we tried to teach him, but he's just a hopeless klutz with technology.
ما سعی کردیم او را آموزش دهیم، اما او فقط یک فرد غلط ناامید کننده در زمینه فناوری است.
the dance instructor patiently worked with the klutzes in the class.
مربی رقص با افراد غلط در کلاس به صبر و تحمل کار کرد.
he's such a klutz that he spilled coffee on his own shirt.
او چنین فرد غلطی است که کافی را روی پoloی خود ریخت.
even after years of practice, he remains a lovable klutz on the ice rink.
حتی پس از سال ها تمرین، او هنوز هم یک فرد غلط قابل دوست داشتن روی یخ است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید