emerges

[ایالات متحده]/ɪˈmɜːdʒɪz/
[بریتانیا]/ɪˈmɜrdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به دید آمدن یا وجود یافتن؛ شناخته یا آشکار شدن؛ توسعه یا شکل گرفتن
n. یک واقعیت یا حقیقت

عبارات و ترکیب‌ها

new idea emerges

ایده جدید ظهور می‌کند

pattern emerges

الگو ظهور می‌کند

solution emerges

راه حل ظهور می‌کند

trend emerges

روند ظهور می‌کند

conflict emerges

درگیری ظهور می‌کند

opportunity emerges

فرصت ظهور می‌کند

challenge emerges

چالش ظهور می‌کند

risk emerges

ریسک ظهور می‌کند

issue emerges

مشکل ظهور می‌کند

leader emerges

رهبر ظهور می‌کند

جملات نمونه

as the sun rises, a new day emerges.

همانطور که خورشید طلوع می‌کند، یک روز جدید ظاهر می‌شود.

a solution to the problem emerges after much discussion.

یک راه حل برای مشکل پس از بحث و گفتگو ظاهر می‌شود.

when the fog clears, the landscape emerges beautifully.

وقتی مه غبار رقیق می‌شود، منظره به زیبایی ظاهر می‌شود.

as the story unfolds, a hero emerges.

همانطور که داستان پیش می‌رود، یک قهرمان ظاهر می‌شود.

a pattern emerges when we analyze the data.

وقتی داده‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کنیم، یک الگو ظاهر می‌شود.

from the chaos, a leader emerges.

از هرج و مرج، یک رهبر ظاهر می‌شود.

as the investigation progresses, new evidence emerges.

همانطور که تحقیقات پیش می‌رود، شواهد جدیدی ظاهر می‌شود.

in the darkness, hope emerges like a beacon.

در تاریکی، امید مانند چراغی ظاهر می‌شود.

as the seasons change, new opportunities emerge.

همانطور که فصل‌ها تغییر می‌کنند، فرصت‌های جدیدی ظاهر می‌شوند.

when the crisis hits, true character emerges.

وقتی بحران رخ می‌دهد، شخصیت واقعی ظاهر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید