new idea emerges
ایده جدید ظهور میکند
pattern emerges
الگو ظهور میکند
solution emerges
راه حل ظهور میکند
trend emerges
روند ظهور میکند
conflict emerges
درگیری ظهور میکند
opportunity emerges
فرصت ظهور میکند
challenge emerges
چالش ظهور میکند
risk emerges
ریسک ظهور میکند
issue emerges
مشکل ظهور میکند
leader emerges
رهبر ظهور میکند
as the sun rises, a new day emerges.
همانطور که خورشید طلوع میکند، یک روز جدید ظاهر میشود.
a solution to the problem emerges after much discussion.
یک راه حل برای مشکل پس از بحث و گفتگو ظاهر میشود.
when the fog clears, the landscape emerges beautifully.
وقتی مه غبار رقیق میشود، منظره به زیبایی ظاهر میشود.
as the story unfolds, a hero emerges.
همانطور که داستان پیش میرود، یک قهرمان ظاهر میشود.
a pattern emerges when we analyze the data.
وقتی دادهها را تجزیه و تحلیل میکنیم، یک الگو ظاهر میشود.
from the chaos, a leader emerges.
از هرج و مرج، یک رهبر ظاهر میشود.
as the investigation progresses, new evidence emerges.
همانطور که تحقیقات پیش میرود، شواهد جدیدی ظاهر میشود.
in the darkness, hope emerges like a beacon.
در تاریکی، امید مانند چراغی ظاهر میشود.
as the seasons change, new opportunities emerge.
همانطور که فصلها تغییر میکنند، فرصتهای جدیدی ظاهر میشوند.
when the crisis hits, true character emerges.
وقتی بحران رخ میدهد، شخصیت واقعی ظاهر میشود.
new idea emerges
ایده جدید ظهور میکند
pattern emerges
الگو ظهور میکند
solution emerges
راه حل ظهور میکند
trend emerges
روند ظهور میکند
conflict emerges
درگیری ظهور میکند
opportunity emerges
فرصت ظهور میکند
challenge emerges
چالش ظهور میکند
risk emerges
ریسک ظهور میکند
issue emerges
مشکل ظهور میکند
leader emerges
رهبر ظهور میکند
as the sun rises, a new day emerges.
همانطور که خورشید طلوع میکند، یک روز جدید ظاهر میشود.
a solution to the problem emerges after much discussion.
یک راه حل برای مشکل پس از بحث و گفتگو ظاهر میشود.
when the fog clears, the landscape emerges beautifully.
وقتی مه غبار رقیق میشود، منظره به زیبایی ظاهر میشود.
as the story unfolds, a hero emerges.
همانطور که داستان پیش میرود، یک قهرمان ظاهر میشود.
a pattern emerges when we analyze the data.
وقتی دادهها را تجزیه و تحلیل میکنیم، یک الگو ظاهر میشود.
from the chaos, a leader emerges.
از هرج و مرج، یک رهبر ظاهر میشود.
as the investigation progresses, new evidence emerges.
همانطور که تحقیقات پیش میرود، شواهد جدیدی ظاهر میشود.
in the darkness, hope emerges like a beacon.
در تاریکی، امید مانند چراغی ظاهر میشود.
as the seasons change, new opportunities emerge.
همانطور که فصلها تغییر میکنند، فرصتهای جدیدی ظاهر میشوند.
when the crisis hits, true character emerges.
وقتی بحران رخ میدهد، شخصیت واقعی ظاهر میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید