de-energizes the system
سیستم را بیانرژی میکند
de-energizes quickly
سریع به سیستم بیانرژی میکند
de-energizes slowly
آراماً سیستم را بیانرژی میکند
de-energizes completely
کاملاً سیستم را بیانرژی میکند
the constant negativity of the situation de-energizes me.
نегativیت مداوم این وضعیت من را تضعیف میکند.
a power outage can de-energizes the entire neighborhood.
قطع برق میتواند تمامی محله را تضعیف کند.
the long and tedious meeting de-energizes the team.
جلسه طولانی و خستهکننده تیم را تضعیف میکند.
dealing with difficult customers often de-energizes retail staff.
تعامل با مشتریان دشوار معمولاً کارکنان فروشگاه را تضعیف میکند.
the lack of sunlight during winter months de-energizes many people.
کمبود نور خورشید در ماههای زمستانی بسیاری از افراد را تضعیف میکند.
a faulty battery can de-energizes a mobile phone.
باتری معیوب میتواند یک تلفن همراه را تضعیف کند.
the repetitive tasks de-energizes him and makes him unproductive.
وظایف تکراری او را تضعیف میکند و او را غیرproductive میسازد.
the constant stress de-energizes her and impacts her health.
استرس مداوم او را تضعیف میکند و سلامت او را تحت تأثیر قرار میدهد.
a sudden power surge can de-energizes the grid temporarily.
یک افزایش ناگهانی برق میتواند شبکه را به طور موقت تضعیف کند.
the heavy workload de-energizes employees and leads to burnout.
عبارت سنگین کاری کارکنان را تضعیف میکند و به خستگی کاری منجر میشود.
the cold weather de-energizes the landscape and makes it appear bleak.
هوای سرد طرح منظره را تضعیف میکند و آن را خستهکننده نمایان میسازد.
de-energizes the system
سیستم را بیانرژی میکند
de-energizes quickly
سریع به سیستم بیانرژی میکند
de-energizes slowly
آراماً سیستم را بیانرژی میکند
de-energizes completely
کاملاً سیستم را بیانرژی میکند
the constant negativity of the situation de-energizes me.
نегativیت مداوم این وضعیت من را تضعیف میکند.
a power outage can de-energizes the entire neighborhood.
قطع برق میتواند تمامی محله را تضعیف کند.
the long and tedious meeting de-energizes the team.
جلسه طولانی و خستهکننده تیم را تضعیف میکند.
dealing with difficult customers often de-energizes retail staff.
تعامل با مشتریان دشوار معمولاً کارکنان فروشگاه را تضعیف میکند.
the lack of sunlight during winter months de-energizes many people.
کمبود نور خورشید در ماههای زمستانی بسیاری از افراد را تضعیف میکند.
a faulty battery can de-energizes a mobile phone.
باتری معیوب میتواند یک تلفن همراه را تضعیف کند.
the repetitive tasks de-energizes him and makes him unproductive.
وظایف تکراری او را تضعیف میکند و او را غیرproductive میسازد.
the constant stress de-energizes her and impacts her health.
استرس مداوم او را تضعیف میکند و سلامت او را تحت تأثیر قرار میدهد.
a sudden power surge can de-energizes the grid temporarily.
یک افزایش ناگهانی برق میتواند شبکه را به طور موقت تضعیف کند.
the heavy workload de-energizes employees and leads to burnout.
عبارت سنگین کاری کارکنان را تضعیف میکند و به خستگی کاری منجر میشود.
the cold weather de-energizes the landscape and makes it appear bleak.
هوای سرد طرح منظره را تضعیف میکند و آن را خستهکننده نمایان میسازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید