exhausts

[ایالات متحده]/ɪɡˈzɔːsts/
[بریتانیا]/ɪɡˈzɔsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از exhaust; بسیار خسته کردن; به طور کامل بحث یا مطالعه کردن; خالی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

exhausts resources

تمام منابع را مصرف می‌کند

exhausts options

تمام گزینه‌ها را مصرف می‌کند

exhausts energy

تمام انرژی را مصرف می‌کند

exhausts funds

تمام بودجه را مصرف می‌کند

exhausts possibilities

تمام احتمالات را مصرف می‌کند

exhausts patience

تمام صبر را مصرف می‌کند

exhausts knowledge

تمام دانش را مصرف می‌کند

exhausts supplies

تمام منابع را مصرف می‌کند

exhausts time

تمام زمان را مصرف می‌کند

جملات نمونه

the long hike exhausts me every time.

هر بار پیاده‌روی طولانی من را خسته می‌کند.

working overtime exhausts my energy quickly.

کار کردن اضافه ساعات به سرعت انرژی من را تحلیل می‌برد.

the endless meetings exhausts our patience.

جلسات بی‌پایان صبر ما را تحلیل می‌کند.

his constant talking exhausts my interest.

صحبت‌های مداوم او علاقه من را تحلیل می‌کند.

the heat exhausts all our resources.

گرما تمام منابع ما را تحلیل می‌کند.

stress exhausts both the mind and body.

استرس هم ذهن و هم بدن را تحلیل می‌کند.

training for the marathon exhausts my stamina.

آمادگی برای ماراتن استقامت من را تحلیل می‌کند.

the project deadlines exhaust our team.

مهلت‌های پروژه تیم ما را تحلیل می‌کند.

endless work hours exhausts creativity.

ساعات کاری بی‌پایان خلاقیت را تحلیل می‌کند.

taking care of children exhausts my patience.

مراقبت از کودکان صبر من را تحلیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید